تبليغاتX
چاوشي در قشم و كوويي

چاوشي در قشم و كوويي

كووئي منطقه اي بسيار زيبا

"هاچ زنبور عسل" یا "سنتوری"؛ مساله این است!


"سنتوری" شاید شیطنت هایی نیز داشته باشد - که می توانست نداشته باشد - مثل عبا پوشیدن هنرپیشه اصلی فیلم که اساسا نیازی بدان وجود نداشت، اما بازتابی است از "تلخی های واقعی جامعه" ولو آنکه گروهی این واقعیت ها را انکار کنند یا آنکه بر این باور باشند که مهرجویی در فیلم خود، بیش از حد مبالغه کرده است.

جامعه امروزین ایران، برغم روشنی هایی که دارد- و این فیلم از آنها کمتر سراغ می گیرد- در بطن و ظاهر خود، از مصائبی رنج می برد که "سنتوری" به بازگو کردن آنها- ولو عریان و خشن- می پردازد.

البته، این گونه روایت کردن، در سینمای ما که آثارش غالبا یا مدح و شعار است و یا بی خاصیت و بی محتوا، قطعا با چالش مواجه می شود.

مروری بر آثار سینمای سالهای گذشته و اخیر، موید این مدعاست و در این بین، تفاوتی ندارد که خالق اثر که باشد، از ابراهیم حاتمی کیا رزمنده دیروز و فیلمساز امروز گرفته تا داریوش مهرجویی روشنفکر.
مهم این است که "موج مرده" ساخته نشود و "سنتوری" نیز؛ فیلم که نباید حرف بزند، نباید که بتپد، نباید که اندیشه ای را به تکاپو وادارد، نباید که تلنگر بزند، نباید که فریاد بکشد، نباید که ...؛ فیلم باید فقط سرگرم کننده باشد و ای بسا بتواند تماشاگران را بخنداند ؛ چنین فیلم هایی، هرگز پشت تهیه کنندگانشان را نمی لرزانند که مبادا توقیف شوند، مبادا سانسور شوند، مبادا حتی بعد از مجوز اکران، جلوی نمایشش را بگیرند، مبادا حتی در وسط نمایش، آن را از پرده پایین بکشند، مبادا ... .

واقعیت این است که مردم، به ویژه جوانان - افرادی مثل علی سنتوری و همسرش- هرگز زیاده طلب نیستند ولی از جامعه و مدیرانش انتظار دارند که درک شان کنند و آنها را در چنبره خشک مقدس بازی ها فنا نسازند.

علی سنتوری، در خانواده ای بزرگ شده است بسیار متمول و در عین حال بسیار مذهبی.
مادر او، از آن "حاج خانم" هایی است که منزل شان، محفل قرآن و جلسات دینی است ولی همین مادر مومنه، چنان عرصه را بر فرزندانش تنگ می کند که در نهایت فرزندش "علی" که عاشق موسیقی است از آنجا رانده می شود و جالب اینکه مادر در بیرون راندن فرزند، خود را مقصر نمی داند: "من فقط به او گفتم یا این خانه یا آن سنتور!"

راستی مگر کم هستند افرادی که از دین و ایمان بیزار شده اند فقط به دلیل محدودیت ها و فشارهایی که "دین ظاهران" به نام دین بر آنها تحمیل کرده اند؟

"سنتوری" بی آنکه در دام شعار بیفتد، فریادی است علیه کسانی که دین را در تاروپود خود تنیده عقاید شخصی و ای بسا عقده های خویش جستجو و بدتر از آن بر دیگران تحمیل می کنند و حال آنکه دین واقعی، همانند همان آوای زیبای سنتور است که در فضای جان پراکنده می شود و آن را نوازش می کند.

سنتوری، حکایت جامعه ای است که در آن شعر، موسیقی، عشق، معنویت، حرکت و هنوز لبخند، جاری است و این را می توان در صمیمیت روحانی ای که علی سنتوری و نامزدش را به عقد هم در می آورد، به زیبایی و سادگی دید ولی "خشک مقدس" هایی مثل مادر علی سنتوری و افرادی که نوشدارو بعد مرگ سهراب می آورند، مثل پدر علی سنتوری، همه چیز را خراب می کنند هر چند که در نهایت، هستند افرادی که اهل درک و درد هستند مثل پزشک معالج علی سنتوری و این، یعنی امید، هنوز زنده است، هر چند علی سنتوری، ماندن در آسایشگاه روانی را بر بازگشت به جامعه ای که همه آنها ادعای دین و سلامت دارند، ترجیح بدهد و چه پیام سهمگینی در این بخش از ماجرا نهفته است!

"سنتوری" اینک در قتلگاه قاچاق سی دی، گرفتار آمده است و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر می شود. ای کاش پس از توقیف پرماجرا و "سانسور"ی که معاون سینمایی ارشاد "پالایش"ش می خواند، لااقل اجازه دهند سنتوری در لیست اکران نوروزی قرار گیرد تا هم پاسخی به قاچاقچیان فیلم داده شود و هم سنتوری پیش از این آسیب نبیند.

منبع: پایگاه اینترنتی پارسیفا


+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 12:30  توسط برهان الدين ربانی  | 

پول بليت سنتوري را به اين حساب واريز كنيد

شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی

پرويز براتي
فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.

منتشر شده درروزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:50  توسط برهان الدين ربانی  | 

اين نسخه سنتوري از كجا آمده است؟ - [گيسو فغفوري]

از ميدان وليعصر تا پاساژ تنديس تجريش، از انقلا‌ب تا امام حسين؛ حالا‌ ديگر همه <علي سنتوري> مي‌فروشند. مي‌گويند بدون سانسور است، كيفيت آينه. قيمت دو برابر دي‌وي‌دي‌هاي معمول- از 2 هزار تا 3 هزار- استدلا‌ل هم مي‌كنند؛ اولش است چند روز ديگر قيمت مي‌آيد پايين.

چند نفر ايستاده بودند و باور نمي‌كردند. مي‌گفتند دوباره سي‌دي خالي مي‌فروشيد. فروشنده هم تاكيد مي‌كرد ما اينجا هستيم اگر خالي بود برگردانيد، اگر آينه بود برايمان صلوات بفرستيد. عابري كه رد مي‌شود، مي‌گويد نخريد خيانت است، دزدي است و رد مي‌شود. خوشحال مي‌شويم، اما گويي اين حرف اثري ندارد و چند نفر دي‌وي‌دي سنتوري را كه با عكس‌هاي زيباي فيلم از <گلشيفته فراهاني> و <بهرام رادان> تزيين شده مي‌خرند و اين موضوع قطعيت مي‌يابد كه فروش تقريبي قاچاق اين فيلم در كمتر از 2، 3 روز مي‌تواند 150 تا 200 ميليون تومان باشد؛ ثروتي كه هم از فروش هر نسخه آن به قيمت 50، 60 هزار تومان به تكثيركننده‌هاي مختلف در سراسر شهر به دست مي‌آيد و هم درصدي از فروش‌هاي آن از تك‌تك نسخه‌هاي قاچاق در اختيار فروشندگان اصلي پديد مي‌آيد. اين قيمت را فروشنده جواني مي‌گويد كه دي‌وي‌دي سنتوري را مي‌فروشد. از همه اينها كه بگذريم اين سوال مطرح است: اين نسخه از كجا آمده است؟ نسخه‌اي كه هم با نسخه اكران شده در جشنواره متفاوت است، هم با نسخه‌اي كه قرار بوده به نمايش عمومي درآيد. نسخه‌اي كه كامل است، هم صحنه ورود علي بلورچي را به مجلس روضه مادرش به‌طور كامل دارد، هم صحنه‌اي را كه در آن خانه هيچ مدادي پيدا نمي‌شود. هم ترانه‌هاي چاووشي را با صداي خودش دارد،هم آن ترانه‌هايي را كه در ايام جشنواره به دليل مصادف شدن با ماه محرم حذف شده بودند و اينك همراه فيلم است. هم صحنه‌ها بدون برش‌هايي استكه در جشنواره از سوي مهرجويي به عنوان تدوين متفاوت اعلا‌م شد. نسخه قاچاق سنتوري كيفيت بالا‌تري دارد صاف مثل آينه است، صداي آن نيز شفاف پخش مي‌شود. لب‌خواني بهرام رادان با صداي چاووشي خوب درآمده است؛ مثل نواختن سنتور توسط او. شايد به خاطر همين نكته‌ها بود كه توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر را در جشنواره بيست‌وپنجم از آن خود كند. اين فيلم كه به صورت قاچاق پخش شده يكدست است و سر راست. تكه‌تكه نيست مثل فيلمي كه در جشنواره پارسال ديديم و البته همان هم خيلي خوب بود. نمي‌دانيم آيا اين همان فيلمي است كه در جشنواره فيلمكس توكيو مورد تحسين مردم و داوران قرار گرفته، يا همان نسخه‌اي است كه در لس‌آنجلس به نمايش درآمده؟ نمي‌دانيم آيا اين يكي از همان 50 نسخه‌اي است كه در اختيار سينماها براي اكران قرار گرفته يا از روي اينترنت دانلود شده است.نمي‌دانيم چطور شد كه اين همه تمهيداتي كه پخش‌كننده فيلم براي جلوگيري از قاچاق در نظر گرفته بود، مثل كدگذاري كپي‌هاي 35 و استفاده از كپي 35 فيلم و... چگونه دور زده شد؟نمي‌دانيم كه دي‌وي‌دي اين فيلم چرا يك سال پس از اكران در جشنواره و هفت ماه پس از زماني كه قرار بود به نمايش عمومي درآيد، درست پس از جشنواره فيلم فجر به بازار آمده است؟ آيا بايد فكر كنيم كه رابطه‌اي ميان اين زمان‌هاست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:49  توسط برهان الدين ربانی  | 

دات دبلیو اس (به گفته بهترین وبلاگ محسن)

"اما یک اما..!

آیا بهتر نبود پیشتر ها برای ارتقا امنیت اجتماعی ازادامه ی فعالیت این اراذل و اوباش و سارقان و متعرضان به حریم خصوصی و شخصی هنر و هنرمندان جلوگیری میکریم؟"

 

این که خواندید بخشی از بیانییه سازمان فیلمسازان ترقی خواه ایران نبود ، بلکه نوشته ای از فرهاد عزیزی است که هم اکنون بر پیشانی سایت تازه راه انداری شده " mohsenchavoshi.ws " است، که واقعا قابل تامل است . او مثل اینکه بیشتر تحت تاثیر تبلیغات خود قرار گرفته آنگاه که روزی هزار بار سایت مزبور را سایت رسمی محسن چاوشی (خواننده ی تا الان غیر رسمی ) خطاب می کند و به همه ی اد لیست های خود و دوستانش سند تو آل می کند . به راستی فرهاد عزیزی فکر می کند پشت چه تریبونی قرار گرفته است ؟ او نمی داند ممکن است این سخنان پرگهر به ضرر کسی تمام شود که سایت را با عکسهای او مزین کرده اند ؟

دیگه از این کلمه رسمی حالم بهم می خوره....

دامنه ی سایت را داشته باشید ....دبلیو اس !!

عاقبت سایت mohsenchavoshi.ir  هم  مغلوم نیست چه شد!

دامنه ی  mchavoshi.ir نیز توسط مهدی جهانگیر ثبت شده و آدرس دوم ام سی سانگ است که مالکش  آن را سایت رسمی هواداران محسن چاوشی (خواننده ای که تا الان غیر رسمی است ) معرفی می کند .

 mchavoshi.irشاید دامنه ی معقول تری برای سایت رسمی آینده چاوشی باشد اما مهدی جهانگیر هیچ ارتباط مستقیمی با چاوشی ندارد تا با او عکس دو نفری بگیرد .

جایی که ارتباط نزدیک تر دامنه را تعیین می کند .

کاش می شد این سایتهای به اصطلاح رسمی ما را از خبر رسانی ها ی مستمر ، کوششهای بی دریغ و گوهرفشانی ها ی به موقع خود محروم نمایند .حداقل تا چند ساعت بعد از ریلیز اولین آلبوم که اون برچسب لعنتی ،جهنمی را دارد صبر پیشه نمایند و بعد مثال قارچ رویش بفرمایند .

نظرات شما در این وبلاگ                (   www.chavoshist.blogfa.com   )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 14:34  توسط برهان الدين ربانی  | 

محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم - ۱۴ اسفند ۸۶

طاقت بیار و مرد باش!

مزدک علی نظری- «محسن چاووشی» برای مخاطبان موسیقی پاپ ایران، نامی کاملاً آشناست. او خواننده جوانی است که طی دو- سه سال گذشته با موزیک خاص و آن صدای گرفته اش، در دل میلیون ها ایرانی جا باز کرده؛ ولی انگار این برای صدور مجوز و اجازه رسمی مرکز موسیقی اداره ارشاد اسلامی کافی نیست!

برای دیدن عکس در اندازه ی واقعی اینجا را کلیک کنید

چاووشی از همان ابتدا که با تراک های بی کیفیت ضبط شده در استودیوی خانگی اش به عنوان یک «خواننده زیرزمینی» معرفی شد، چه از نظر موزیک و چه در منش، شخصیت نظرگیری از خود بروز داد که او را کاملاً از هم ردیفانش جدا کرد. او از آغاز کار هنری اش به دنبال دریافت مجوز ارشاد بوده و در حالی که مستنداتی برای رد ادعای فعالیت غیرقانونی دارد، همچنان در جایگاه «متهم» و در حسرت چراغ سبز مسئولان فرهنگی کشور مانده است.

این روزها با پخش CDهای قاچاق فیلم سینمایی «سنتوری» (ساختهء به محاقِ توقیف رفتهء «داریوش مهرجویی») در هر خانه ای می شود صدای محسن چاووشی را شنید که می خواند: «...اما تو کوه درد باش/ طاقت بیار و مرد باش!»

 

- زمانی که ترانه های «سنتوری» پیش از اکران خود فیلم به اصطلاح لو رفت و بین مردم دست به دست می شد، این اتفاق به گردن شما افتاد. حتی عوامل اصلی فیلم مصاحبه کردند و گفتند چاووشی موزیک ها را پخش کرده. طبیعی هم بود که همه باور کنند، چون شما مجوز نداشتی و به خواننده زیرزمینی هر وصله ای می چسبد!

- بله. متاسفانه این اتفاق افتاد. ولی من همان موقع هم توضیح دادم که روی موزیک هایی که در استودیوی ما بود، هنوز ساز سنتور اضافه نشده بود. سنتور موزیک فیلم را «اردوان کامکار» زد و به جز تراک «زخم زبون»، ما با هم کار نکردیم. یعنی من کار را ساختم و تحویل تهیه کننده دادم، بعد خودشان سنتور را به آن اضافه کردند. آن موزیکی که بین مردم پخش شد را تا وقتی همه شنیدند، اصلاً خود من نشنیده بودم!

- به هرحال حالا نه تنها سنتوری با زیرنویس انگلیسی (که از پرده سینماهای آمریکا سرقت شده) دست قاچاقچیان افتاده، بلکه بدون زیرنویس و با کیفیت خوب هم دست مردم هست! این نشان می دهد که یا قضیهء لو رفتن های سنتوری از جای دیگری آب می خورد، یا باز این هم کار شماست؟!

- (با خنده) چی بگویم؟ لابد همینطور بوده!

- وقتی فیلم توقیف شد، خیلی ها گفتند استفاده از صدای محسن چاووشی باعث این اتفاق شده.

- بله، خیلی ها اینطور فکر می کردند. اما بعد که قرار شد صدای خواننده های دیگر را روی فیلم بگذارند، یا حتی «بهرام رادان» (بازیگر نقش «علی سنتوری») به جای من بخواند، باز مشکل حل نشد. خدا را شکر حالا دیگر همه فیلم را دیدند و فهمیدند مشکل از محتوای خود فیلم است، نه موزیک من.

- با مهرجویی یا عوامل دیگر سنتوری تماس داری؟

- بعد از تحویل کار دیگر تماسی با آن ها نداشتم. فقط وقتی شنیدم تراک ها لو رفته، از طریق دوستان به آقای «(محمدرضا) شریفی نیا» پیغام دادم که اینطور شده.

- به هرحال آن موقع مصاحبه های تندی علیه شما شد که بازتاب زیادی هم داشت.

- بله. همان ها که دنبالم آمدند، بعد به من لقب خالتور دادند! البته نمی خواهم دوباره این بحث مطرح شود و ناراحتی به وجود بیاید. خصوصاً که اصلاً به آقای مهرجویی ارتباطی ندارد، ایشان شخصیت بزرگی است. مشکل از جای دیگر بود... شاید خیلی ها فکر کنند من از سرنوشت سنتوری خوشحال شدم، اما جداً وقتی شنیدم سنتوری توقیف شد و بعد هم CDاش در آمد، برایش آه کشیدم. اول خیال کردم مجوز اکران نگرفته و داده اند تا در شبکه ویدئویی پخش بشود. البته با آن وضع که در جشنواره پخش شد، می شد حدس زد که سنتوری اکران نمی شود. درست یادم نمی آید چه مناسبتی بود، ایام عذاداری بود و صحنه های فیلم مدام کات می شد. تمام قسمت های شاد را از فیلم بریده بودند. به هرحال می خواهم بگویم که به سنتوری دل نبسته بودم. من به خاطر گرفتن مجوز با آقای مهرجویی کار نکردم. اول کار هم بهشان گفتم که من هنوز مجوز ندارم، می توانید از خواننده های مجاز استفاده کنید. خودشان گفتند مهم نیست، ولی بعد نتوانستند کمکی بکنند؛ به من که نه، به خودشان کمک کنند.

- به هرحال فیلم به صورت گسترده در کشور پخش شد و این روزها در همه خانه ها صدای شما شنیده می شود. از این قضیه چه حسی داری؟

- راستش من ارتباط زیادی با بیرون از استودیو و محل کارم ندارم. فقط می دانم که مثلاً از اکران این فیلم در کانادا استقبال خوبی شده بود. بعد هم CDاش در ایران پخش شده و دوستانم یک نسخه زیرنویس دار برایم آورده اند. این خبرها را بیشتر از بهرام رادان می شنیدم، هر روز یک خبر بد جدید می داد و ناراحت تر می شدیم.

- شنیدیم برای ساخت ترانه های فیلم فقط مبلغی به عنوان پیش پرداخت داده بودند که بابت پول چهار تکست، به شاعران کارها داده ای. درست است؟

- راستش من واقعاً به فکر مسائل مالی نیستم. خصوصاً در ماجرای سنتوری که اینطور بود. البته به هرحال باید زندگی کرد و نمی شود مادیات را در نظر نگرفت. بحث خوبی نیست، ولش کنیم بهتر است!

- الان چه می کنی؟ ماجرای گرفتن مجوز، آلبوم جدیدت «یک شاخه نیلوفر» و همکاری با حوزه هنری چه شد؟

- قرار است شرکت باربد مجوز این آلبوم را بگیرد، که هنوز نشده. باید صبر کنیم، صبر! بحث حوزه هنری هم منتفی شد؛ از من خواستند که ظرف مدتی کوتاه یک آلبوم تهیه کنم، که نمی شد. حوزه فقط آثاری را منتشر می کند که اشعار کلاسیک در آن ها استفاده شده باشد، گفتند ترانه و شعر امروزی قبول نمی کنیم. من هم جوابی بهشان ندادم.

- خیلی های دیگر هم مثل شما بودند که بعد مجوز گرفتند. مشکل ارشاد با شما چه است؟

- من تمایل شدیدی دارم که با ارشاد کار کنم. هرجا بروم، باز راهم به ارشاد ختم می شود. مشکل الانم هم همان کارهای غیرمجازی است که بین مردم پخش شده. من نمی دانستم موقعی که این اتفاق می افتد باید به ارشاد خبر بدهم. مرکز موسیقی چون می دیده که اعلام نمی کنم، خیال می کرده که خودم تمایل داشتم، خودم آن ها را پخش کردم. اما واقعیت این است که من از خیلی پیش تر در ارشاد پرونده داشتم؛ آلبوم «نفرین» برای گرفتن مجوز در ارشاد بود، فقط دو تراکش اصلاحیه خورده بود. درست همان شبی که یکی از بچه ها برگهء اصلاحیه را برایم آورد، خبر رسید که آلبومم لو رفته و دارند توی مغازه ها می فروشند! دلیلی نداشت کاری که برایش هزینه کرده بودم را اینطور به باد بدهم.

- تا اینجا که خیلی بدشانس بودی!

- من به شانس اعتقاد زیادی ندارم. می گویم آدم هرچقدر تلاش کند، نتیجه اش را می گیرد. حتماً یک جای کار من ایراد داشته که هرچند ناخواسته، اما کارم پخش شده دیگر. لابد سهل انگاری کردم.

- در سال های اخیر این اتفاق برای خیلی ها افتاد؛ از مجوزدارها گرفته تا خوانندگان تازه کار.

- در این یک سال و نیم اخیر – به جز آهنگ های سنتوری که ورژن نهایی شان اصلاً دست من نبود- سعی کرده ام کاری لو نرود. از آهنگ هایم محافظت کردم تا اشتباه گذشته تکرار نشود. وقتی این کارهای جدید را بشنوید آنوقت می توانید مقایسه کنید؛ ببینید که نسبت به کارهای پخش شده چقدر از نظر فنی رویشان کار شده و کیفیت شان بهتر است. آن ها که دست مردم است فقط ماکت اند و باعث شدند آبروی هنری من برود. البته فقط از نظر فنی می گویم؛ از نظر هنری که بستگی به مخاطبان دارد و آن ها باید نظر بدهند.

- راستی! این روزها با خیلی از هنرمندان صحبت شده که برای انتخابات مجلس، به نفع کاندیدای خاصی موضع بگیرند و تبلیغ کنند. با شما هم مذاکره کردند؟ اصلاً خودت تمایل داری وارد این بحث بشوی؟

- در مورد چیزی با من حرف بزنید که بفهمم! من دنیایی دارم که مال خودم است. هنر را هم برای خود هنر دوست دارم، نه برای بهره های مادی. هنر برای خداوند است، ما فقط خوش نقشی می کنیم.

در ادامه مطلب چند تا عکس ببینید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 12:42  توسط برهان الدين ربانی  | 

م. چ. سنتوری از بهترین وبلاگ محسن چاوشیست

علی : دوره دوره ی الافی و بیکاری ما بود ...مجوز کاست بهمون نمی دادن یا دیر می دادن و کارای من لو می رفت از کنسرت و مجالس خصوصی هم بخاطر بگیر بگیرا خبری نبود.... ولی من افتاده بودم به خرکاری ،از لج همه شب تاصبح ، صبح تا شب آهنگ می ساختم و شعر می گفتم و تنظیم می کردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:23  توسط برهان الدين ربانی  | 

علی سنتوری به نقل از www.sinnersland.blogfa.com

این شگفت انگیزترین خبری بود که از آفی که تو آیدم گذاشته شده بود خوندم،خبری که من و خیلی کسای دیگه هم باورمون نمیشد به همین زودی بشنویم:

۱۲:۳۰ شب بود اگه اشتباه نکنم اون هم دیروز نبش کوچه ای بن بست مردی ریزنقش بساط پهن کرده بود.

-بودو...بدودو...از دست ندیها...

از دور چهرش به خوبی معلوم نبود،چهرهش تو تاریکی شب گمشده بود.جلو رفتم...

-بودو...بدودو...از دست ندیها...سنتوری...سنتوری...فیلمی که تاحالا از هیچ جا بیرون نیومده...

گفتم:

-راس راسی سنتوریه؟

-آره داداش

-مگه میشه؟

-چرا نشه؟

ـآخه این فیلم...

-ای بابا میخوای یا نه؟؟؟

چند نفری کنار من جمع شده بودن،یکیشون مثل من متعجب و بقییشون هم بی خبر از حواشی و...این فیلم.

با اینکه مطمئن بودم این دی وی دی نمیتونه فیلم علی سنتوریه داریوش مهرجویی باشه ولی خریدمش دیگه ۲۵۰۰ تومن که اندازه قیمت یه لوپ لوپ هم نیست!!!((ببخشید اصلا یادم نبود تو وبلاگ نباید تبلیغ کرد.البته یکی هم نیست بیاد بگه که بنده خدا آخه مگه وب تو چه قدر بازدید داره که اومدی میگی...خنده داره،نه؟؟؟))

فیلم رو خریدم،اون هم بی درنگ.وقتی به خونه رسیدم بازهم بی درنگ دی وی دی رو تو کامپیوتر گذاشتم...

.

.

.

.

به نام خدا

.

.

سنتوری

.

.

فیلمی از داریوش مهرجویی...

باورم نمیشد...وای خدا این خوده خوده خوده سنتوریه؟؟؟

یادم نمیره چنان فریادی زدم که فردا وقتی همسایه بالاییمون منو تو راهرو دید گفت:

-راستی شما فیلم سنتوری رو دارین؟؟؟!!!

اون شب نشستم و فیلم رو دیدم،انگار شخصیت علی سنتوری رو تو خودم احساس می کردم.

فیلم از جایی آغاز میشه که بهرام رادان بازیگر نقش علی سنتوری داره از ایستگاه مترو بیرون میاد در حقیقت این سکانس آخر فیلمه که در اول فیلم اون رو مشاهده میکنیم در این صحنه علی پس از ترک اعتیاد از بیمارستان یا...یا...راستش نمیدونم به اینجاها که ترک میدن چی میگن...قبلن نوک زبونم بودا...بگذریم،تو این سکانس تمام صحنه های فیلم به صورت خاطره از زبون علی نقش اول فیلم شرح داده میشه.البته شروع فیلم با آهنگ زخم زبون محسن عزیزم یه حال و هوای دیگه ای میگیره...

روند سکانس های این فیلم به این صورته که در آغاز، فیلم از سکانس آخر شروع میشه که واسه بیننده این سکانس نامفهومه تا وقتی که فیلم رو تا به آخر ببینه.بعد از سکانس اول فیلم، شاهد ناکامیهای علی به علت اعتیادش در کنسرت های اواخر اون هستیم.سپس به روزهای خوب و عاشقانه ای بر می گردیم که علی با هانیه نقش عجیب و زیر سوال این فیلم داره.این نقش رو همین طوری که میدونید گلشیفته فراهانی ایفا کرده که به نظر من عامل بسیاری از ناکامی های علی در این فیلم این شخصیت  بوده که به عنوان یه همدم میتونسته مرهمی روی زخمهای عمیق علی باشه...پعد از این سکانس ها به سکانس حساس فیلم میرسیم که به قول علی همه ی داستان از اون شب شروع میشه.در این سکانس علی و هانیه به پارتی نه...پارتی اشتباست مهمونی درسته،داشتم میگفتم به یه مهمونی میرن که توی اون مهمونی، هانیه به علت یکسری اشتباهات علی با پسری آشنا میشه که الان درست اسمش رو یادم نیست ولی نوازنده ویلونه و از طریق دوست صمیمی هانیه با هم آشنا میشن و چون هانیه هم در نواختن پیانو مهارت خوبی داشته به گروه اونا میپیونده تا جایی که رفت و آمد اونها در روز به علت تمرین ساز با هم خیلی زیاد میشه.البته نباید فراموش کنیم که عامل پیوستن هانیه به اونا بر طرف کردن نیاز مالی زندگی کوچک و مستاجری علی و هانیه بوده که علی به علت اعتیاد دیگه نمیتونسته به اجرا تو مراسم ها و عروسیها بپردازه و خرجی خونه رو در بیاره یا اگرم به اجرا میره تمام پولی که بدست میاره رو صرف اعتیاد خودش میکنه.

رفتن هانیه به تمرین با گروه برای کنسرت ها و تنها موندن علی یکی از عوامل روی آوردن اون به تزریق های بیشتر در روزهایی است که در کما برایش میگذرد، روز های پایانی زندگی علی و هانیه.

در اواسط فیلم باز به عقب بر میگردیم، لحظه ی آشنایی و طور آشنایی علی و هانیه و بعد از این سکانس به سکانسی میرسیم که دیگه برای همیشه هانیه علی رو ترک میکنه و علی هم به غیر از مشکلاتی که داشت به درد جدایی از هانیه،بی پولی و...دچار میشه.بعد از این همه شکست و ناکامی اون به اجبار به خانواده ثروتمند و بسیار مذهبی خودش مراجعه میکنه، خانواده ای که سالها  پیش به علت حروم دونستن نواختن سنتور اون رو مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه سنتور یا موندن تو خونه مجبور کرده بود.

اعضای خانواده علی از جمله پدر اون دست یاری رو به سمت اون دراز میکنن ولی علی دست پدرش رو پس میزنه با اعتقادی که به خودش و غرور جوونی که هنوز داره.((اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش))

با بیرون ریختن اسباب و اثاثیه بسیار کمی که علی داشت به علت خراب کردن خونه توسط صابخونه،علی مجبور به پناه بردن به یکی از پارکهای دور افتاده شهر میشه که اونجا مکان افراد معتاد، فقیر و...بوده.با این وضع اون تمام دار و ندارش رو از دست میده.به نظر من زیباترین صحنه این فیلم در همین پارکه که بیننده رو به شدت تحت تاثیر قرار میده،صحنه ای که علی سنتورش را با ناخن هاش میزنه و چند معتاد دیگر نیز که با سوسیس هایی که علی سرخ میکنه و اونها رو از سیری در میاره سیر شدن و از خوشحالی میرقصن در حالی که علی محزونتر،تنهاتر و...از همیشه هست،نا گفته نمونه که تو این صحنه آهنگ رفیق خوب یا سنگ صبور محسن باعث شد گونه های من خیس بشه ببین گونه های توهم خیس میشن یا نه؟؟؟

این فیلم یک قسمت گنگ و نامفهوم داره اون هم رفتن هانیه به کاناداست با اینکه رفتن اون به کانادا با گروه برای کنسرت قطعی شده بود ولی ما شاهد حضور هانیه در کنسرت علی که بعد از ترک اعتیادش صورت میگیره هستیم.عقیده شخصی من اینکه هانیه به کانادا سفر کرده و در اون زمان مثل همیشه که علی تو همه کنسرتاش حضور هانیه رو احساس میکرده اینبارهم براش یه خیال بوده...البته هر بیننده میتونه نظر شخصی خودشو راجع به این قسمت داشته باشه و اینهم نظر شخصی منه که باهاش میخوام فیلم رو یه جوری به زندگی خودم هم نسبت بدم.

ادامه فیلم رو براتون تعریف نمیکنم تا حتما برید همه ی فیلم رو خودتون ببینید.

 

رفیق من سنگ صبور غمهام

My only friend the "lover's dtone of patience"

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

Help me embrace my loneliness

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

No one sees my sea of angony nor

چه دنیای رو به زوالی دارم

How my world is crashing around me

مجنونم و دلزده از لیلی ها

Majnoun am I, bereft of all leilis

خیلی دلم شکسته از خیلی ها

Foced into suffering much from so many

نمونده از جوونیام نشونی

Yoyth is lost to this raging heart

پیر شدم پیر تو ای جوونی

Age falls on me in her destructive might

تنهای بی سنگ صبور

Lonely, with out the"lover's stone of patience"

خونه سرد و سوت و کور

Heartless home, cold and blessed  by gloom

توی شبات ستاره نیست

No star rises to adorn my night

موندی و راه چاره نیست

No hope,  no solution in sight

اگر چه هیچکس نیومد

No friendly face to greet me

سری به تنهاییت نزد

No gracious  companion to fill my lonely  doom

اما تو کوه درد باش

You be the rook of pain

طاقت بیارو مرد باش

Bear it and become a Man

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 9:0  توسط برهان الدين ربانی  | 

تنها بودن یه کابوس شومه......!

تنها بودن یه کابوس شومه......!

 

سلام به گل های باغچه غشق.......سلام به نیلوفرهای آبی.......وسلام به کسی که سیزده بوده

واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم دیگه برام خیلی مهم نیست صدای کیه ........

فقط مهه که تو دستان چروکیدمه.......

اون اولا که تو یکی از سایتا رفته بودم دیدم نوشته دانلود فیلم .....

ولی ........    خوب با این سرت بالا مگه میشه دانلود کرد !!!؟
به هر حال  برای اینکه شاید منو از خماری در بیاره با اندک تمحملی که داشتم

روی لینک آهنگهای....   رو زدم.......متاسفانه با فیلتر روبرو شدم

با دستان خشمناکم فیلتر رو زدم کنار !!!

برای دانلود 15 مگا بایت   3 ساعت نشستم ......

همش دستم به دامنش بود .... همش ازش خواهش میکردم تورو خدا یکم کمکم کن

همش بهش میگفتم یه کاری کنه این دانلود بشه !    آخه منم مثل بهرام خمار بودم پول درست و حسابی هم نداشتم

ولی اون پول نمیخواست  اون فقط میخواست یکم امید داشته باشم   .......

اون خیلی خوبه بدون اینکه یه ذره ازم چیزی بگیره این همه چیز بهم داد

ولی من خودخواه حتی یه تشکر خشک وخالی ازش نکردم

حالا میگم خدایا دوستت دارم  واقعا خیلی ممنون

 

خوب کجا بودیم ؟؟؟؟.....آها.............خلاصه مارو از خکاری کشید بیرون 4 روز فقط به آهنگهاش گوش میدادم

واقعا صدایی باور نکردنی داشت

البته چون میشناختم خواننده رو میگم چون تصویر از بهرام نبود

تو شبی سرد و تاریک پیاده رفتم قدم زنی واااااااای که چه حالی بود.........

دیدم یه ویدئو کلوپ هنوز تعطیل نشده البته ویدئو کلوپش مجوز نداشت فکر کنم قراره تخته بشه

ولی نمیدونم جرمش چیه؟!

شاید برای این بود که به شماره حساب 7234947423980423534553پول واریز نکرده بود نمیدونم

خلاصه اینجاش مهمه.........وااااااااااااااااااااای روی جلد یکی از سی  دی ها نوشته بو سنتوری .!

واقعا نمیتونستم تصور کنم.....

بدون هیچ حرفی برش داشتم انداختم تو جیبم

با یه نگاه معنا دار به سوی خونه دویدم

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

این دیگه چیه  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چیز دیگست اصلا !!!!

با سلام خدمت دوستان فقط میخوام بگم فیلم سنتوری رو باید 10873379000بار نگاه کرد شاید هم بیشتر

واااااااااااای داره باز گریه ام میگیره...........بیخیال !

فقط یه چیز ......سنتوری واقعا یه فیلم فراتر از یه فیلمه

نه اینکه به خاطر خوانندش .....نه به خاطر مجوز نداشتنش .......به خاطر داستانی که داشت  به خاطر صدای نازی که میشنیدم بسیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار عااااااااااااااااالی بود

الان برم بگیرم کفه مرگمو بزارم بعدا باز برم ببینم ..........

اگه ممکنه نظرتون رو راجع به این پس بگین !

با تشکر برهان الدین ربانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 23:55  توسط برهان الدين ربانی  | 

پایان تلخ علی سنتوری (به گفته یwww.mc-song.com)

سرانجام سنتوری «لو» رفت و به بیانی سزاوارتر حرام شد.اثر ماندنی و محکمی که می توانست با اندکی عنایت و مهروزی بیشتر مسئولین مجوز نهایی اکران را گرفته، تکانی اساسی به سینماهای ایران داده وپاسخگوی طبع ارضا نشده،متوقع و منتظر بسیاری از هنر دوستان و هموطنان عزیزمان باشد.مسلما در این صورت، هم شاهد حراج این گنجینه ی فرهنگی و هنری تمام عیار در سایت ها،وبلاگ ها و جداول خیابانی نبودیم و هم سرنوشتی بهتر در انتظار این شاهکار و خالق این اثر به یاد ماندنی بود.به هر صورت شد آنچه که نباید می شد و این موضوع جای بسی تاسف و تاثر دارد.اما همزمان با پخش این فیلم، ترانه های خوانده شده در آن توسط محسن چاوشی نیز به سوژه ی اول سایت ها و وبلاگ های موسیقی تبدیل شده که توضیح در این باره ضروریست.

شرح مطلب در ادامه متن



باید گفت که خود محسن هیچگونه نقشی در پخش این کارها (آهنگ ها) ندارد و خوشبختانه تمامی این آهنگها از روی خود فیلم برداشته شده اند که این موضوع گواهی قاطع بر این مدعاست.تنها با یک بار شنیدن، پی بردن به این موضوع کار ساده ایست و دیگر جایی برای بحث در باب نسبت دادن این مسائل به محسن باقی نمی ماند.

و اما عرض آخر!چه نیک است که همه ی مسئولین عزیز و دلسوز فرهنگیمان با تجدید نگرشی اساسی و ارائه معیارهایی متعارف و اصولی تر از «مجوز» و «مجاز» به پیشرفت و ارتقای هنر این مرز و بوم یاری مضاعف رسانند و راه را برای بروز مشکلاتی اینچنینی بسته و دین سنگین خود را به هنر و هنرمند ایرانی بیش از پیش ادا کنند.

در صورت ادامه روند اینچنینی نباید انتظار چشم انداز جالبی از هنر در سالهای آتی داشته باشیم.

تراژدی مضحکیست:

لاشخوران اینترنتی با افتخار تقدیم میکنند:

دانلود سنتوری فقط با یک اکانت اینترنت

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 0:33  توسط برهان الدين ربانی  | 

فیلم سنتوری !

فیلم سنتوری در سایتی خارجی که فیلتر هم هست برا دانلود گذاشته شده

اگه خواستی بو بیا قسمت نظرات............

 

در ضمن یه فیلتر شکن قوی هم براتون گذاشتیم تو قسمت نظرات!

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 13:9  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه شعر از یه نفر !!!!!!


اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رفت از كنارم  از درد دوريش من بي قرارم


خيال مي كردم پيشم مي مونه ترانه عشق واسم مي خونه
خيال مي كردم يه هم زبونه   نمي دونستم تا مهربونه

با اين كه رفته  اما هنوزم از داغ دوريش دارم مي سوزم
فكر وخيالش همش با هامه هر جا كه ميرم جلو چشامه

دلم مي خواد تا دوم بيارم رو درد دوريش مرحم بزارم
اما نمي شه راهي ندارم نميتونم من طاقت بيارم


اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رف

 

 

این شعر به سفارش یکی از دوستان بود    با تشکر از

 دوست خوبم

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 8:39  توسط برهان الدين ربانی  | 

افتتاح سایت نشایه موفقیت محسن است

بچه سلام خوبین

سایت محسن افتتاح شد

تبریک میگم

ما که منتظر آلبوم جدیدیم

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 18:16  توسط برهان الدين ربانی  | 

شعری بسیار زیبا از دوست خوبم (www.shmah.blogfa.com)

اينو من واسه تو گفتم ..ميدونم مياي  ميخوني:

 

حرف من"

ميخوام برات قصه بگم،قصه ي آشنا شدن

علشق شدن ،سكوت و غم قصه  ي مبتلا شدن....

ميخوام برات قصه بگم،بگم از روزا و شبا

خون به دل ما ميكنن اون آدماي پر جفا...

گريه ي خون و درد و غم سكوت بين عقل و دل

نداره حرفي عاشقا...عقلم شده بي آبو گل...

قصه ي آشنا شدن،قصه ي آرزو شدن...

يادم اومد غريبه اي ...تنها شدن تنها شدن..

شب شد و من توي سكوت نگاه گرمت رو ديدم

ميون تاريكي شب گريه ي چشماتو ديدم...

اما تو اي رفيق خوب ،نديدي گريه هاي من

اون روز و اون شب نديدي گريه ي بي صداي من

اون كسي كه خوند تو چشات درداتو فهميد با نگاه

اون كسي كه دوست ميداشت،مواظبن بود با دعا

اون من بودم عزيزكم اما تو نشناختي منو ...

دعا ميكردم واسه تو وعاي اون مسافر رو

سفر به خير مسافرم دعاي من همراهته

نگاه من به آسمون دعاي من به راهته

يادت باشه حرفاي من،اون شب كه گفتم نازنين

كاشكي بدوني تو يه روز منظور من چي بود ...همين

نميتونم چيز بگم وقتي پر از گلايه اي

منم پر از گلايمو نمونده حرف ساده اي

تنها سكوت بين ما، حرفي نموند اي همزبون

گلايه هات زياد شده از دست من نامهربون...

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 17:19  توسط برهان الدين ربانی  | 

شعری بسیار زیبا از دوست خوبم (www.shmah.blogfa.com)

از خودم بود...

صدات مثل بهاره دلم آروم نداره

بازم برات میخونم از ابر پاره پاره

دلم هواتو داره یه دم آروم نداره

خودت میدونی چقدر دوست دارم ستاره

دنیامو آتیش نزن از دوری حرفی نزن

نگو تنها میزاری میگذری از عشق من

 ماسفانه این دوست ما رو فراموش کردند..................

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 17:3  توسط برهان الدين ربانی  | 

نوشته ای در مورد خواننده ای که منم دوستش دارم ولی محسن چیز دیگست!

سلام به شما دوستداران هنر .... امیدوارم حالتون خوب باشه  !
همین الان دارم به صدای این خواننده گوش میدم ......میگه:"سپیده دم ...نم نم بارون........"
واقعا نمیتونم در مورد این خواننده اظهارنظر کنم
ولی فقط برای عده ای از دوستان میخوام سعی کنم یه جورایی چند تا جمله سر هم کنم :
نکنه الان که دارم این آهنگاشو گوش میدم عاشقش بشم واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای نه !
فرزاد فرزین صدایی قشنگ و شیوا.....

بقیه در ادامه ی مطلب !..............!!!................!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 11:46  توسط برهان الدين ربانی  | 

خبر خبر!

سلام

خبر جدید اینکه قراره به زودی کلیپ تصویری خیانت ا ز   محسن توسط سایت رسمی محسن

www.mchavoshi.ir      پخش بشه همین!

البته من خودم دارم ولی به سفارش مدیر این سایت نمیذارم اینجا.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 23:18  توسط برهان الدين ربانی  | 

..................................

In maghale az neveshtehaye dooste khobam "lvl3oy" mibashad

 

Az khab paridam goosham varam karde bood hame chiz az man gele dasht hatta mohsen ham dige dasht asabani mishod bolangoom az bas ahange zakhm ro be goosham miresoond khaste shode bood dasht be goosham migoft "base dige khaste shodam  be khoda"   goosham bi tafavot dasht be mohsen goosh midad dobare khabam bord dashtam sadaye mohsen ro mishnidam

Dobare bidar shodam naye boland shodan nadashtam !...  bazam mikhastam bekhabam vali zakhmi ajib too goosham gonche karde bood

Jedi migam ye zakhmi ke baraye manam mobham bood  …..!!!

Kash mishod biayo be man del bebandi……Pari joonam toro migam

Albatte Mohsen ro nemidoonam be ki dare ino mige vali

Tanha boodan ye caboose shooome azizam…..

Barnameye jetAudio kam kam dasht asabani mishod

Yahoo delam khast Bolandgoo ro khamoosh konam vali goosham nemizasht

Behesh goftam ache gooshe hesabi mikhay zakhmet az in ham badtar beshe ???

Vali on ba in harfa ghanea nemishe

Khodamam dashtam ahange zakhm shode bood baram nafas

Sedash chenan ziba bood ke dashtam az hoshyari kharej mishodam

Negini ro ke ba angoshtare babam bood didam yade to oftadam

Man ba zakhme zaboonat rafigham ino mohsen mige

Man migam man ba in ahange zakhm rafigham ba ahangaye jaded marham bezar roo zakhme goosham

Kash mishod biayo ba sedat mano khoshhal koni vali bache ha khodetoon midoonin ke har ahange Mohsen ye arameshe khassi mide

Albatte be shomahayi ke sedasho shenidin migam …!

Avalin  ahange Mohsen ro ke shenide boodam ro yadam miad "nefrin"….

Vaghean ye chize dige bood albatte man Mohsen ro nemishnakhta     Kabiri nami bood bar rooye in cd ………..!!!!!!!!

Har rooz miraftam video clup ha miporsidam kabiri darin vali nadashtan

 

Be khodam goftam nakone in kabiri nabashe vali booooooooood!

Too internet search mikardam bale ahanghaye albume mohsen bood

Ona ro downlodad kardam shayad ba keyfiate behtari bashe ya ye joore dige bashe

Be har hal man ono ba name kabiri mishnakhtam

Be doostam migoftam kabiri behtarin khanandast dorost ham migoftam valiiiiiii….!

Begzarim az bahsaye cherto pert

Kholase Mohsen baram shod ye fereshte ye kei ke toones mano ba pari mo tala mortabet kone shayad onam ye pari bood !

Mohsen jan man goosham ra khaneye sedat kardam to ham marham bezar roo zakhme  goosham  ba sedat !

Mer30 az doostani ke nazarateshoon ro be ma migan ….!

Age moshkeli aghidei pishnahadi bood hatman ba dooste azizemoon dar meyoon bezarin   lvl3oy@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 18:24  توسط برهان الدين ربانی  | 

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟!

 

بچه ها من میترسم پری قصه های من به یه غول بی شاخ ودم تبدیل شده !

کمک ! کمک !         النجده! النجده!   Help! Help!

تو خیالم قدم میزدم  همون پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....

  پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

خلاصه بگم داشتم از بیحالی میمردم

به هوش که اومدم  بازم اونو ندیدم داشتم از گریه میترکیدم

اشکی نمونه رو چشمام حرفی نمونده بود تو لبهام دیگه داشت همه چی تموم میشد...

یه بار مردم دوباره زنده شدم....!

فکر میکردم اون پری یه دیو بود

همه چیز تموم شده بود همش فک میکردم یه کابوسه ولی هرچی خودمو میزدم بیدار نمیشدم !

بهش گفتم تو پری مو طلا رو ندیدی ؟

گفت خودمم !

به حرف اومده بود ولی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 1:7  توسط برهان الدين ربانی  | 

مبارزه ی حوزه ی فرهنگی با ارشاد(البته این خبر از وبلاگی که میگم است)

سلام بچه ها امروز یه خبر دارم که تا حالا جایی گفته نشده

پخش آلبوم یه شاخه نیلوفر احتمالا از طرق باربد انجام نمیشه!!!!! آوای باربد همونطوری که میدونید ۶

ماه تحریم شد..و حدودا ۵ ماه از اون باقی مونده پس یقینا پخش آلبوم از طرق باربد تا ۵ ماه آینده منتفی

هست...(این خبر رو از خود باربد مطلع شدم) در این اثنا حوزه ی فرهنگی داره تلاش میکنه تا مجوز آلبوم

محسن رو بگیره و همچنین کارای دیگه ای رو هم پخش کنه که زمان پخشش معلوم نیست اما احتمالا

بعد از عید فطر هست ....خاطر نشان میکنم که حوزه ی هنری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی و 

رهبری هست و بسیار با نفوذ....یعنی آلبوم هر وقت که مجوز بگیره بلا فاصله پخش میشه اگه باربد نشه

از طرق یه کمپانی دیگه ای پخش میشه پس جای هیچ گونه نگرانی نیست باربد داره تلاششو میکنه اما

اگه آلبوم مجوز بگیره  میتونه از یه کمپانی دیگه منتشر بشه..در ضمن باربد وابسته به ارشاد هست اما

حوزه هنری یه سازمان جدا از ارشاده که مختاره که آلبوم هاشو از هر شرکتی که دلش میخواد پخش

کنه پس جای هیچ نگرانی نیست اینم از این ...امیدوارم که تونسته باشم خدمتی کرده باشم ...

این خبر از وبلاگ nafas-boride1.blogfa.com بود که من اونو کپی کردم....

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 1:1  توسط برهان الدين ربانی  | 

چاوشی دروغ میگوید..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خانوم حیدرزاده اول راجع به ترانه هایی که به محسن چاوشی داده اید میپرسم از کار با چاوشی راضی بودید؟ صدای اقای چاوشی و حس اهنگهاشون بسیار زیباست اما ایشون قدر ترانه های من رو ندونستند. چه طور؟ چون همه جا گفته اند ترانه نفرین را دوست ندارم...حالم از ترانه بهم میخورد... من معتقدم اقای چاوشی چون کارشان راه افتاده حالا میگویند ان ترانه را دوست ندارم یعنی دروغ میگویند؟ دقیقا چاوشی دروغ میگوید!!!!!! منظورتان از کارش راه افتاد چیست؟ یعنی به واسطه ان ترانه ها محبوب شدند خوب چرا باز هم با ایشون همکاری کردید؟(غزل خون) چون اون موقع هنوز اقای چاوشی در مصاحبه اظهار تنفر از نفرین نکرده بود به نظرت چرا از دید چاوشی نفرین ترانه زیبایی نیست؟ چون ترانه من را درک نکرده اند و به زیبایی های ان پی نبر ده اند و حتی حس من نسبت ترانه نفرین را نفهمیده اند....!!! خوب حالا سراغ مجتبی کبیری میرویم... صدای اقای کبیری واقعا زیبا و مخملی است و هیچگونه تفلیدی در صدای ایشون نیست. یعنی شما میگویید صدای چاوشی تقلید است؟ من نمیدانم چون تا به حال خوندن چاوشی رو از نزدیک حس نکردم اما کبیری رو چرا. درباره ترانه هایی که به خوانندگان غربی میدهی کمی برایمان بگو من با خوانندگان زیادی کارکرده ام و پبشنهادهای همکاریها همیشه از جانب هنرمند بوده و من هرگز به کسی پیشنهاد نکرده ام که ترانه من را بخوان... تا به حال عاشق شدی؟ با عشق زنده ام با عشق خواهم بود و با عشق خواهم مرد توضیح دیگری ندارم. از این که توانایی دیدن نداری ناراحت نیستی؟ من با دلم میبینم با دل دیدن بهتر از با چشم دیدن است تا بحال اشتباه کردی؟ به اندازه موهای سرم پشیمان هم شدی؟ به اندازه موهای سرم اخرین پشیمانیت ؟ چرا ترانه های البوم نفرین را به چاوشی سپردم؟؟؟؟؟ و حرف اخر... ارزوی سبزترین لحظات سبز برای همه همیشه سبز اندیشان سبز .... این هم شعری که قراره در البوم جدید مجتبی کبیری با دکلمه مریم اجرا بشه. من با تو هرگز سلام اي بي وفا ،‌ اي بي ترحم سلام اي خنجر حرفاي مردم سلام اي آشنا با رنگ خونم سلام اي دشمن زيباي جونم بازم نامه مي دم با سطر قرمز آخه اين بار شده من با تو هرگز نمي خوام حالتو حتي بدونم تعجب مي کني آره همونم هموني که زموني قلبشو باخت همون که از تو يک بت ،‌ يک خدا ساخت هموني که برات هر لحظه مي مرد که ذکر نامتو بي جون نمي برد همونم که مي گفتم نازنينم بميرم اما اشکاتو نبينم همون که دست تو ،‌ مهر لباش بود اگه زانو نمي زد غم باهاش بود حالا آروم نشستم روي زانوم ولي ديگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم تعجب مي کني آره عجيبه مي خوام دور شم ازت خيلي غريبه خيال کردي هميشه زير پاتم ؟ با اين نامرديات بازم باهاتم ؟ برات کافي نبود حتي جوونيم تموم شد آره گم شد مهربونيم ديگه هر چي کشيدم بسه دختر نمي بينيم همو اين خوبه ،‌ بهتره ديگه بسه برام هر چي کشيدم فريبي بود که من از تو نديدم ؟ دروغي هست نگفته مونده باشه ؟ کسي هست تو خيال تو نباشه ؟ عجب حتي دريغ از يک محبت دريغ از يک سر سوزن صداقت دريغ از يک نگاه عاشقونه دريغ از يک سلام بي بهونه نه نفرينت چرا ، اين رسم ما نيست اگر چه اين چيزا درد شما نيست گل بيتا چرا اخمات توهم شد؟ چيه توهين به ذات محترم شد ؟ ديگه کوتاه کنم با يک خدافظ که عشق ما رسيد به سد هرگز
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 20:35  توسط برهان الدين ربانی  | 

ترانه های یکی از هواداران محسن که برای محسن خونده

این هوادار دوست داره ترانه هاش رو محسن بخونه اگه ممکنه شمهایی که وبلاگ دارین  اینو تو وبلاگتون قرار بدین مرسی

 

(رقص نگاهت)
مي خوام از تو بنويسم،دوباره دلم گرفته
مثل اينكه چارديواري غرورم نم گرفته
اعترافه،اشتباه از من و نگذشتن هم از تو
چشاتو بستي رو رو قلبت ،با نگات گفتي برو
روي خط به خط چشمات صد دفعه بوسه مي كارم
واسه خنده هاي نازت يه بغل واژه مي بارم
لحظه ذل زدن تو چشم تو برق نگاهت
حس مي كردم با مني،مي خوام بگم تو رو مي خوامت
-------------------------------------------------------------------------------------

(رسم زمونه)
داري آتيشم مي زني، مگه با قهرا و آشتيات نساختم
داري آتيشم مي زني ، مگه زندگيم و پاي تو نباختم
داري آتيشم مي زني،اين جوري نگام نكن دلم مي گيره
داري آتيشم مي زني،دل ديوونه بدون تو مي ميره
مي ميره ،مي ميره

باشه برو ،باشه برو، برو هرجا كه دوست داري
رسم زمونه همينه ، يه روز مي آي يه روز مي ري

----------------------------------------------------------------------------------

(گناه)

داره از بغض غروب مي گذره
دلي كه از من و تو باخبره
پامي ذاره روي حرمت نگاه
ردپاي چشمامون و مي بره
مي بره سوي حقيقتي كه هست
سوي بوسه هاي بي حيا و پست
مي كشونه ما رو تو آغوش هم
اونجا كه عهد خداييمون شكست
حالا مثل آدم و حوا شديم
از بهشت آدما جدا شديم
پا گذاشتيم روي موسيقي باد
خالي از ترنم خدا شديم

---------------------------------------------------------------------------------------

(مسافر خيال)
مسافر خيال من چرا چشات بارونيه
چرا دلت گرفته و غم تو نگات مهمونيه
تا كي مي خواي سفر بري پاي پياده بي پناه
پشت سرت منتظره چشماي شاهزاده ي ماه
يه عمره كه مسافري حالا كه اومدي بمون
يه لحظه مونده تا سحر يه لحظه مونده تا جنون

------------------------------------------------------------------------------------

(كاغذ بي خط)
يه ورق كاغذ خط دار ، كنارش يه دونه خودكار
مي خوام از تو بنويسم ، با صداي سيم گيتار
مي نويسم كه بدوني زندگيم و به تو باختم
با همه دوست دارم هات تو رو هيچ وقت نشناختم
هنوزم قلب شكسته ام واسه هر نگات مي ميره
مدتيه خط خطي هام طعمه ي خاك كويره

----------------------------------------------------------------------------

(گل بارون)

گل بارون
لب ايوون
تكيه داده به دلامون
انگاري دلش مي خواد آروم بگيره با صدامون
همه حرفام يه ترانه اس
يه بهانه اس
كه بباره رو تموم غصه هامون
گريه هامون

---------------------------------------------------------------------

امیدوارم خوشتون بیاد نظراتتون رو دوست دارم ممنون می شم اگه نظر بدین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:2  توسط برهان الدين ربانی  | 

یک مطلب از سایت رسمی محسن چاوشی

سلام خدمت همه ی  هواداران عزیز

همان طور که مطلع هستید شب گذشته باز هم یکی دیگر از کارهای محسن چاووشی به اسم زخم که ترانه ی آن را حسین صفا سروده و محسن چاووشی به زیبایی حق مطلب را ادا کرده به سرقت رفته و خبر اول تمامی سایت ها یا (لاشخورهای اینترنتی) قرار گرفته، منو ببخشید که به این شکل حرف میزنم.
.
این ورژن از آهنگ زخم مطعلق به فیلم سنتوری هست و شما به وضوح صدای سنتوری که اردوان کامکار بر روی آهنگ نواخته را میشنوید این کار با این تنظیم هیچ وقت در اختیار محسن چاووشی قرار داده نشده بود؛  همانطور که خود محسن عزیز در مصاحبه های پیشینش به آن اشاره کرده بود به خاطر اهمیت فیلم و امنیت نگهداری از آهنگ ها محسن چاووشی آهنگ ها را در اختیار نداشت.
اما چگونه و به چه شکلی این آهنگ مورد سرقت قرار گرفت و در سایتها قرار داده شد آن هم در این شرایط حساس خدا داند.
چرا آهنگ های محسن چاووشی باید همیشه در ماه رمضان یا محرم در سایتها قرار گیرد این خود نوید یک توطیه را میدهد و باز هم این موهم را تقویت میکند که هنوز انگیزه دشمنی با محسن چاووشی در خون بعضی از به ظاهر دوستان در جریان میباشد.
اما باید با خرسندی این نوید را به همه هواداران و دوستداران محسن چاووشی بدهم که آهنگ زخم در آلبوم قرار دارد اما نه این نسخه که دوستان ما در وبسایتهایشان پخش کردند بلکه به شکل ترنس و کاملا حرفه ای که محسن چاووشی استادانه آن را اجرا کرد و پخش این آهنگ هیچ تاثیری در روند مجوز پخش آلبوم ندارد
پس نگران نباشید و منتظر باشید چیز زیادی نمانده؛

دوستان و عزیزان من در سایت ها و وبلاگ ها که برای جذب بازدید حتی حاضرید شرفتان را به حراج بگذارید؛ شما موسیقی پاپ این کشور را نابود کردید و من متاسفم برای  این همه فقر فرهنگی در جامعه ایی که ادعای هنرو 7000 سال تاریخ را دارد.

ببخشید اگه بعضی جاها ادبیات نوشته هام ضعیف بود در چند روز آینده مقاله ای جامع و مفصل در این باره و انگیزه دشمنی ها علیه محشن چاووشی توی سایت قرار میگیره

mchavoshifans.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 15:55  توسط برهان الدين ربانی  | 

مجوز نداشتم اما شریف خواندم

جدیدترین مصاحبه محسن چاوشی با مجله ترانه ماه که مصاحبه ی جالب و خواندنی هست.
به همراه دو عکس جدید در این مصاحبه

از سايت رسمي محسن چاوشي






متن کامل مصاحبه به همراه تصاویر در ادامه متن

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 10:33  توسط برهان الدين ربانی  | 

خبر ویژه

طی آخرین تماسها با خبر شدیم در صورت عدم بروز مشکل یه شاخه نیلوفر پنج شنبه 1 شهریور پخش خواهد شد.

امیدواریم این آلبوم بدون هیچ مشکلی و با مجوز رسمی از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بزودی رکوردهای فروش را جابجا کند.
+ نوشته شده در  شنبه 27 مرداد1386ساعت 10:52  توسط برهان الدين ربانی  | 

خبر خبر!!!!!!!!

     شعر یکی از آهنگهایی که به تازگی به آلبوم یک شاخه نیلوفر محسن چاوشی اضافه شده است

                   به همراه یک خبر خوب دریاره البوم  یک شاخه نیلوفر

                  



خبر :  با خبر شدیم که به تازگی آهنگی با آهنگسازی و تنظیم چاوشی به آلبوم یک شاخه نیلوفر اضافه گردیده است که شاعر این کار آقای درولی می باشند و این آلبوم طبق آخرین شنیده های ما قرار است همزمان با ولادت با سعادت امام زمان علیه السلام وارد بازار بشه که این هم عیدی هست از جانب چاوشی یه همه هواداران که تا این لحظه منتظر شنیدن این آلبوم زیبا بوده اند

شما در زیر می توانید متن کامل شعر این آهنگ رو دریافت کنید به زودی با خیرهای کامل تری در خدمت شما خواهیم بود .

***********

فکر نمی کردی یه روزی دوتا دسـتام جــون بــگیرن               بدون تو قد بکـشن و تا به فـــلک ســـایه بـــگیرن

فکر می کردی که نباشی بدون تو مـن یه مــرده ام              اینو واســـه تو می خـــونم تا ـبدونی هنوز نـمردم

منو تــــنها گذاشـــتی مـــثل بـــرگی تــــوی پایـیز               نمی دونستی همـین فصل یه روزی میشه بهاری

همون بی معرفتی که کاشت تو دلت رنگ سیاهی              به جاش خدا کاشت تو دل ما رنگ امید به فــردایی

درسته که از مـــن گرفـــتی عمرمـــو ، جوونـــیامو               ولی افسوس نتونـــستی بـــگیری حس صـــدامو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 14:10  توسط برهان الدين ربانی  | 

مخالفان محسن چاوشی را بشناسید!!!!!

امروز می خوام طبق قرار قبلی لیست اون کسانی رو که در این مدت یکسال ونیم گذشته علیه محسن صحبت کردن وشروع به جو سازی کردن روبرات بنویسم همون افرادی که بقول خبرنگاری که با محسن مصاحبه می کرد سایه اون رو با تیر می زنن
اولین خواننده مطرحی که رسما علیه محسن صحبت کرد و اسم اون رو هم اورد مجتبی کبیری بود کبیری سال قبل در مصاحبه ای که با مجله دیدار انجام داد ابتدا بحث را به البوم نفرین کشو ند سپس گفت (از نظر من اهنگ نفرین یک ترانه بسیار ضعیف وبی مفهوم بود) البته ایشان بعد از ان هم در بسیاری از گفته ها ومصاحبه های خود با گوشه وکنایه دربا ره محسن صحبت کرده است جالبه که بدونین نفرت کبیری از محسن به اندازه ایست که اون حتی رابطه اش رو با خانم مریم حیدر زاده بخاطر این مسئله قطع کرد قضیه از این قرار بود که سال قبل( پیش از این که تور کنسرت های کبیری در شهرهای مختلف شروع بشه) خانم حیدر زاده در مصاحبه ای با برنامه شب هفتم رادیو بی بی سی شرکت می کنن و در اون مصاحبه از ایشون سوال میشه که( کدوم یک از کار های شما بوده که دقیقا همون حس وحالی رو که در شعر شما بوده تو خودش داره ) ایشون هم پاسخ میدن( تنها کاری که تا به حال از من پخش شده و همون حسی رو که من موقع نوشتنش داشتم حفظ کرده ترانه نفرینه که توسط اقای محسن چاوشی اجرا شده) اما این حرف چنان اقای کبیری رو عصبانی می کنه قید همکاری با خانم حیدر زاده رو میزنه وحتی همون موقع در بعضی مجلات گفته شد که بین این دو نفر به خاطر همین مسئله در پشت صحنه یکی از کنسرت هایی که در شهرستان برگذار کرده بودن دعوای شدیدی در گرفته.

دومین خواننده مطرحی که مرتبا و به کرات بر علیه محسن حرف زده ومی زده فرزاد فرزینه
فرزین که سال قبل البوم شراره با صدای اون پخش شد اولین با در مصاحبه با مجله همدل (چند وقت بعد از ان که البوم لنگه کفش مجوز شعر واهنگ گرفت) در جواب سوالی که در ان نظر اون رو راجع به خواننده های غیر مجاز پرسیده بودن بعد از کلی حاشیه چنین گفت
متا سفانه در شرایط فعلی شاهدیم که یکی مثل من که از اول مجاز بوده ام باید برای گرفتن مجوز مشکل داشته باشد اما یکی دیگه (منظور محسن چاوشی است) هر چه که می خواهد می خواند بعد که معروف شد می اید وبراحتی مجوز می گیرد پیام من به این اقا(چاوشی) این است : اقای غیر مجاز شما حتی اگر مجوز هم بگیری باز هم از نظر من غیر مجازی
فرزاد فرزین بارها وبارها وتقریبا در تمام مصاحبه هایی که داشته حرف هایی از این دست را بر زبان می اورد در اخرین مصاحبه چاپ شده اش هم(با مجله ترانه ماه ویژه نامه نوروزی صفحه 55) بار دیگر چنین گفته:
ما داریم قانونی کار می کنیم ودر چهار چوب قوانین وظوابط کشور. ولی یکسری این چهار چوب رو می شکنند وبا این کار کسی هم جلوی ان ها را نمی گیرد .خوب این در واقع ظلم به خواننده ای که داره مجاز کار می کنه .یک خواننده غیر مجاز که شما هم کارهایشان را شنیدید(محسن) با یک نرم افزار غیر حرفه ای تقلید دی جی که هزینه ای هم ندارد وحرفه ای هم نیست واز نظر من قابل بحث هم نیست ماهی یک البوم به بازار می دهد بدون هیچ مجوزی وبا این کار معروف می شود وبعد شروع به کار مجاز می کند و وزارت ارشاد هم هیچ برخوردی با این قضیه ندارد وطرف براحتی یک خواننده مجاز می شود فرزاد فرزین اخیرا در برنامه ایرانینز بوی که از شبکه ایران موزیک پخش می شود باز هم عقده گشایی کرد وحرفهایی را به طعنه علیه محسن زد.

در این بین بودند کسانی که کوچکتر از ان هستن که که بخواهم اسمشان را بیاورم اما تنها برای اطلاع شما اسم این افراد را می نویسم جالب ان است اکثر این افراد تازه البوم اولشان را بیرون داده اند والبوم هایشان هم چنان مزخرف بوده که کمتر کسی حتی اسم ان ها را شنیده باشد: حمید پیروزنیا نیما مسیحا حمید اصغری ومهران احراری.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بد نیست نظر خودمم بگم: من فرزاد فرزین رو هم خیلی دوست دارم و متاسف شدم که چرا اینجوری گفته البته باید این و ذکر کرد که علنا اسم نیاورده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 22:19  توسط برهان الدين ربانی  | 

دلایل لو رفتن آلبوم لنگه کفش محسن چاوشی

اواسط تابستان سال قبل چند هفته بعد از انتشار البوم خود کشی مجله اتفاق نو با یه تیتر جنجالی روی دکه های مطبوعاتی رفت:(130میلیون تومان ضرر افشاگری علیه محسن چاوشی)
تو اون مطلب نوشته شده بوده که فردی که ظاهرا خودش رو تهیه کننده البوم نفرین معرفی کرده بوده به دفتر مجله مراجعه کرده بوده وادعا کرده بوده که محسن به اون میلیون ضرر زده . این فرد که حمید رضا میرزایی نام داشته در اون مطلب به کمک130 سردبیر اون مجله به نام علی بحرینی که خودش با بعضی از خواننده های پاپ به عنوان ترانه سرا وبعضی اوقات هم به عنوان تهیه کننده رابطه داره هر تهمت ودروغی رو که خواستن به محسن نسبت دادن. این فرد ادعا کرده بود که چند سال قبل مدیریت گروهی به نام فنا رو بر عهده داشته که کار این گروه کشف استعداد های جدید موسیقی بوده تا این که این اقا محسن چاوشی رو پیدا می کنه .محسن اون موقع داشته روی البوم نفرین کار می کرده . این نامرد وقتی می فهمه که پشت این صدا چه پولی خوابیده با رندی تمام قرار دادی رو با محسن امضا میکنه وامتیاز البوم نفرین رو ازش میخره وادعا کرده بوده که قرار بوده اون رو به قیمت 130 میلیون به یکی از شرکت های پخش موسیقی بفروشه
محسن هم طبق قرار داد ماکت البوم نفرین رو اماده می کنه وبرای گرفتن مجوز به ارشاد میفرسته اما ارشاد به این البوم مجوز نمی ده و روش اصلاحیه می زنه بر طبق اون اصلاحیه باید تراک های نفرین راه دشوار و کفتر چاهی به طور کامل حذف می شدن محسن به خاطر شدت علاقه ای که به اهنگ کفتر چاهی داشته حاضر به این کار نمی شه اما حمید رضا میرزایی که می دیده داره چه پولی رو از دست می ده محسن رو تحت فشار می ذاره که اصلاحیه رو انجام بده واهنگ های جدیدی رو جایگزین اهنگ های قبلی بکنه اما محسن اون طور که خود این نامرد گفته بوده این طور جوابش رو می ده(یا همین البوم مجوز می گیره یا خوندن رو واسه همیشه می ذارم کنار) تو همین کش وقوس البوم نفرین یا بهتره بگیم ماکت این البوم بیرون میاد.با بیرون امدن البوم حمید رضا میرزایی که فقط در فکر پولش بوده به محسن اصرار می کنه که سریعتر البوم رو با اهنگ های جدید بسازه ولی محسن اعلام میکنه که قرار داد اون ها به پایان رسیده و دیگه حاضر نیست با اون همکاری کنه وسراغ ساخت البوم خود کشی میره توجه کنید که محسن طبق قرارداد موظف بوده فقط البوم نفرین رو با همون تراک هایی که از قبل هماهنگ کرده بودن به این اقا تحویل بده واین کار رو هم انجام داده بوده و وقتی قرار باشه سه تا از اهنگ های البوم رو حذف کنن و سه تا اهنگ جدید رو جانشینش کنن مسلما دیگه اون البوم نمی تونه البوم قبلی باشه یعنی می شه یه البوم جدید بگذریم از این که محسن واسه خودش یه اعتقاداتی داشته وطبق اون اعتقاداتش حاضر نبوده کفتر چاهی رو حذف کنه اون به وظیفه اش طبق قرارداد عمل کرده بود و بیشتر از اون وظیفه ای نداشت با به بازار اومدن البوم خودکشی این اقا که می بینه محسن هر لحظه ممکنه با یه تهیه کننده جدید قرار ببنده خودش رو به اب و اتیش می زنه که به هر قیمت ممکن محسن رو مجبور کنه دوباره با اون قرار داد ببنده وبرای این کاربا پرونده سازی علیه محسن در دادگاه از اون رسما شکایت می کنه اون فکر می کرده اگر دادگاه محسن رو محکوم کنه محسن مجبور میشه دوباره با اون کار کنه ویا حداقل اگر باز هم با کس دیگه ای قرار داد ببنده باز مجبوره 130 میلیون بهش بده از طرف دیگه برای این که فضا رو علیه محسن خراب کنه با همکاری مجله اتفاق نو وشخص علی بحرینی سردبیرش اون مطلب کذایی رو درباره محسن چاپ می کنند درباره علت همکاری اون مجله هم که( سردبیرش همون طور که گفتم با تعدادی از شرکت های مطرح تولید کاست مثل نوای رامشه وپویا موزیک همکاری داره) با حمید رضا میرزایی دلایل محکمی وجود داره.کافی بدونیم که با به بازار اومدن البوم های نفرین وخودکشی بسیاری از کمپانی های بزرگ تولید موسیقی وتعداد زیادی از خواننده های پاپ که تا دیروز تو بازار جولان میدادن فهمیدن که با اومدن خواننده ای به نام محسن چاوشی فاتحه اون ها خونده شدست جالبه که بدونین سال قبل بر اساس امار فروشی که خود این شرکت ها در پایان سال منتشر کردن بدترین سال فروش اون ها از سال76 به این طرف بوده چون مردم وقتی اهنگ های محسن وسبک جدید وبی نظیر کارهای اون رو نی شنیدن ویا اهنگ های خواننده های جدید وصاحب سبکی مثل یگانه وهاکان به دستشون می رسید دیگه حاضر نبودن برن پول بدن واهنگ های بی کیفیت ودموده شده خواننده های درجه چندم رو که به لطف چاپلوسی ورشوه و... مجوز البوم هاشون رو می گرفتن بخرن جالبه که بدونین یک سال قبل از ارائه البوم نفرین مرکز نظر سنجی صدا وسیما در یک نظ رسنجی که نتیجه اون بعدا در حاشیه یکی از مطالب روزنامه جام جم چاپ شده بود اعلام کرد که در نظر سنجی از جوانان شهر تهران یکی از خوانندگان لس ان جلسی (که همه میدونیم منظورشون قمیشی بوده)از تمام خواننده های اون زمان پاپ داخل کشور محبوب تر بوده ولی بعداز اومدن البوم خودکشی محسن از نظر محبوبیت گوی سبقت رو از سایرین ربود ور واقع اون اولین خواننده ای بود که بعد از انقلاب از نظر محبوبیت از تمام خواننده های لس ان جلسی بالاتر قرار گرفت.مجله اتفاق نو در شماره 37 خود که در اول اردیبهشت منتشر شد سرانجام بعد از گذشت چندین ماه ازچاپ اون مطلب کذایی ما جراهایی رو که بعد از چاپ اون مطلب اتفاق افتاده رو این جور شرح می ده (سه روز بعد از انتشار این شماره (27) چاوشی ودوستان او که از خودش خشمگین تر هستند به اتفاق نو می ایند وبه شدت با سردبیر جنگ لفظی پیدا می کنندخوشبختانه عدو سبب خیر می شود وکمتر از یک هفته بعد از درون همین اختلاف دوست خوبی به نام محسن چاوشی پیدا می کنیم) اما جالب است بدانید که حمید رضا میرزایی برای محکوم کردن محسن در دادگاه حتی حاضر شده بود مبلغ 50 میلیون تومان رشوه به شخص حامد هاکان که در ان زمان مشغول همکاری با محسن بود بپر دازد تا او در داد گاه شهادت دهد که محسن خودش وعمدا البوم نفرین را بطور غیر مجاز وارد بازار کرده است که البته حامد زیر بار نمی رود(البته این ها گفته های اقای هاکان است)وسرانجام هم حق به حق دار میرسد ودادگاه محسن را اتهام وارده تبرئه می کند جالب است بدانید که مدیر یکی از اولین سایت هایی که البوم لنگه کفش را برای دانلود قرار داده بود وقتی با اعتراض چند نفر از هوادرای محسن قرار می گیره اعلام می کنه( این البوم رو فردی به نام حمید رضا میرزایی در اختیارش قرار داده وادعا کرده که محسن خودش می خواسته البوم روی اینترنت قرار بگیره) در واقع معلومه که این اقا هنوز دلش می خواد هر جور شده زهرش رو به محسن بریزه من در این جا از تمام وبلاگ نویس های طرفدار محسن خواهش می کنم مراقب باشن که تحت هیچ شرایطی هیچ اهنگ جدیدی رو از محسن روی اینترنت قرار ندن واگر اطلاعاتی داشتن که نشون می ده فرد یا افرادی قصد این کار رو دارن این اطلاعات رو از طریق وبلاگ های طرفدار اقای چاوشی به اطلاع ایشون برسونن از اقای چاوشی هم به عنوان یک طرفدار خواهش می کنم تمام احتیاط های لازم رو در نظر بگیرن تا البوم بعدی ایشون که در صورت ارائه مجاز به بازار رکورد فروش رو در ایران خواهد شکوند خدای ناکرده دست بد اهلان نیفته
با ارزوی سلامتی برای سلطان صدای ایران محسن چاوشی وخانواده ایشان وتمامی دوست دارانش

منبع:mohsenchavoshifans

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 22:18  توسط برهان الدين ربانی  | 

مصاحبه سایت بدو پی ام سی با پویا بیاتی

  Pouya Batati - Mosahebe
 


                       مصاحبه اختصاصی سایت با پویا بیاتی   . با حجم کم و کیفیت بالا

(شامل مطالبی چون : کارهای محسن چاوشی - آهنگهای خداحافظ از حامد هاکان و زندونی از محسن یگانه - موسیقی پاپ زیرزمینی - کارهای انجام شده و اینده -  و دهها مطلب جالب دیگر )

                       





مصاحبه قسمت اول

مصاحبه قسمت دوم

ممنون از مدیر بسیار خوب این سایت که به سفارشات مخاطبان اهمیت میده

حتما از این سایت دیدن فرمایید برای گشت زدن تو این سایت زیبا

اینجا رو کلیک کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 17:45  توسط برهان الدين ربانی  |