تبليغاتX
چاوشي در قشم و كوويي

چاوشي در قشم و كوويي

كووئي منطقه اي بسيار زيبا

چک کردن اعتبار

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 20:52  توسط برهان الدين ربانی  | 

پسوورد و یوزر nod32 در یک سایت

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 19:3  توسط برهان الدين ربانی  | 

دانلود فیل تر شکن

دانلود فیل تر شکن

---------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 21:49  توسط برهان الدين ربانی  | 

پری سالهای پیش اومد و رفت

اگه یادت باشه یه پری داشتم مثل یه رویا بود
یه پری که برام خیال بود هیچی ازش نداشتم جز یه مشت خیال و چرت و پرت
باورتون نمیشه همون پری بدجوری خودشو بهم نزدیک میکرد
البته از همین حالا بگم جز خواب چیز دیگه ای  نبود
خوب شما فک کنین واقعیه آخه خودم الان گیجم نمیدونم خواب بود یا بیدار
چنان حسش میکردم که مث دیوونه ها بودم بعضی وقتا فک میکردم اون فقط مال منه هیچ شکی نداشتم که اون واقعی و فقط مال خودمه
دیشب اومد سراغم...انقد دیوونم کرد که  بغض تو گلوم گیر کرده بود
انگار خدا اونو واسه من فرستاده بود ...نمیدونم میخواس امتحانم کنه یا اینکه میخواست تاوان گناهانم رو بدم
یا شایدم همین الان خوابم
........

www.kovei.com


وقتی از پیشم میرفت میبوسیدمش باهاش حرف میزدم چنان نبودشو حس میکردم که نگوووووووووووووووووو
خلاصه اون واسه آخرین بار اومد بهم گفت عزیزم دوست دارم ولی بازم باید یه پری باشم واست .... ولی من نمیخوام تو پری باشی میخوام مث خودم باشی ...باید کی رو ببینم ....
وای حتی خداحافظی کردنش هم شیرین بود ولی وقتی میرفت تازه میفهمیدم خداحافظیش تلخ بوده
آخه صداش مث رویا بود واسم ... دوست دارم سقف آسمون رو سرم خراب شه
نمیتونم تحمل کنم اون بازم میخواد یه پری شه
وااااییییی  .... با یه صدای خاص میخوند... دلواپس و بی تابم ... باز امشبم بی خوبم...... من خوندم ادامشو......
فعلا که نمیدونم چی میشه منتظرم زمان مث برق بگذره
..........
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم.........کار دل نباشی تمومه عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه 10 خرداد1387ساعت 11:18  توسط برهان الدين ربانی  | 

خبر-دمو جدید

Yek Shakhe Niloufar '' Coming Soon '' Track Name :
Asa,Khakestar,Mano Bebar Az Yad,Boghz,Ye Shakhe Niloufar,Zakhm,Kabous,Parandehaye Ghamgin,Entegham,Raghib
Mohsen Chavoshi

این رو یکی از مدیران بیا تو کلوب سند تو آل کرده بود

kovei-test.blogfa.com !!!!!best weblog for u 

اینم دو تا دموی خوشگل :

صندلی انتظار

تیتر زندگی

یه خبر جدید هم اینکه:

پخش دو دموی جدید از محسن به نام های «صندلی انتظار» و «تئاتر زندگی»در چند روز اخیر بازار حواشی و حکایات پیرامون وی را حسابی داغ کرده که لازم است در این باره توضیحاتی چند خدمتتان عارض شویم.

همانطور که برخی از دوستان هم متوجه شده اند این دو دمو با کیفیت بسیار ضعیفی پخش شده اند.به سبب اینکه تنها تکه هایی از ماکت های قدیمی محسن هستند که تقریبا سه سال پیش اجرا شده اند.حتی با توجهی سطحی به این دو ماکت،صحت این مطلب بر هر فردی آشکارا روشن شده و پیکربندی کلی این دو ماکت به وضوح می رساند که نمی توانند از آثار و شاهکارهای جدید چاوشی "دگرگون شده" باشند.کما اینکه محسن چه در گذشته و چه در حال حاضر بهترین و زیباترین کارها را ارائه داده و می دهد و به همین دلیل است که حس و زیبایی این ماکت های قدیمی هم به تنهایی یارای مقابله با بسیاری از کارهای مثلا ارنج شده ی امروزی را داشته و با قدرت تمام،فریاد نبوغ هنر چاوشی را بر موزیک پاپ ایران با نوایی گیرا سرمی دهند.خلاصه ی کلام این که این دو دمو قدیمی بوده و هیچ ارتباطی با آلبوم های جدید ندارند. به هر ترتیب ایجاد مسائل اینچنینی آن هم در شرایط حساس فعلی و شاید هم به قصد ضربه زدن به محسن چاوشی مدتهاست که به یک اپیدمی رایج تبدیل شده و چیز تازه ای نیست.اما جای بسی خوشحالیست که محسن چاوشی با استفاده ی مدبرانه از تجارب گرانبهای خود مدتهاست که دست سارقان و شیادان هنری را از آثار جدید خود بکلی کوتاه کرده و این بار هم ترفندهایی از قبیل پخش دمو و تک آهنگ های قدیمی نمی تواند صداقت و حیثیت کاری و هنری وی را زیر سوال ببرند،اگرچه که حیثیت هنری وی هیچ گاه زیر سوال نرفته و نخواهد رفت.قویا اعلام می داریم که چنین ترفندهایی دیگر کهنه شده و راه به جایی نخواهند برد و این بار دیگر به امید حق و نیز با مساعدت و حسن نیت وزارت محترم ارشاد صدای ناب چاوشی را با مجوز خواهیم شنید. در پایان از جامعه ی بزرگ هواداری انتظار می رود که در برخورد با مسائل اینچنینی هوشمندانه عمل کرده و در صورت امکان به نوبه ی خود نقشی موثر در اطلاع رسانی و شفاف سازی صحیح این موارد و ابهامات ایفا کنند تا به عنایت و لطف حق،همگیمان زحمات گرانبهای محسن چاوشی را به بار نشانده و دین هواداریمان را به نحوی شایسته در حق وی ادا کنیم.

««دانلود فول آرشیو آهنگهای محسن چاوشی»»

««دانلود و مشاهده 53 کلیپ فلش خوشگل چاوشی »»

»»دانلود تراک های فیلم سنتوری««

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 23:39  توسط برهان الدين ربانی  | 

»فول آرشيو

کامل ترین آرشیو تک آهنگ ها و آلبوم های محسن چاوشی

Kovei-test.blogfa

نفرین (کووئی)

آلبوم نفرین

جدایی

کفتر چاهی

مجنون و لیلی

مرگ

مسافر غریبه

ناز چشمات

نفرین

تو مثل

خودکشی ...کووئی

آلبوم خود کشی ممنوع

آهای خبر نداری

بانوی من

امام رضا ( ع )

حسرت خیس

کلاف

خشخاش

خاطره های مرده

خود کشی ممنوع

صبوری

تو و فاصله

ریمیکس

لنگه کفش ... کووئی

آلبوم لنگه کفش

بچه های جنوب

دل

عشق دو حرفی

عشقمو دست کم نگیر

غزل خون

خاطره های مرده

لنگه کفش

رییس خوشگلا

تنگ بلوری

متاسفم   .....کووئی

آلبوم متاسفم

ابرای پاییزی

عروس من

فلسطین

گل سر

کم تحملم

خیانت

متاسفم

نفس بریده

پرنده

تک آهنگها ....کووئی

تک آهنگ ها

بازیگر

قاتل حرفه ای

قید منو دیگه بزن

نشکن دلمو

پنجره شب ایرونی

پشت صحنه

راه کربلا

سه شنبه ها

شعر سپید

اسپانیایی

تو این زمونه

تهمت

وقتی رفتی

زیر بارون

غزل خون ( دکلمه مریم حیدر زاده )

کم تحملم ( R & B )

خیانت ( فیلم سنتوری )

خود فریبی

من با تو خوشم ( فیلم سنتوری )

نفس بریده ( میکس با محسن یگانه و فرزاد فرزین )

نفس بریده ( میکس با محسن یگانه )

نمی تونم

رفیق خوب

صفا

سنگ صبور ( فیلم سنتوری )

زخم زبون ( فیلم سنتوری )

© کپی رایت توسط : Bia2Club.cOm ::.. (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

«««««««««««««««« مشاهده و دانلود 53 کلیپ خوشکل »»»»»»»»»»»»»»

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 23:9  توسط برهان الدين ربانی  | 

کلیپ های فلش

۱. کفتر چاهی(۱)»»»» مشاهده  «» دانلود

۲.قید منو دیگه بزن»»»» مشاهده «» دانلود

۳.تهمت(۱)»»»» مشاهده «» دانلود

۴.کفتر چاهی(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۵.وقتی رفتی (همراه با محسن یگانه)»»»» مشاهده «» دانلود

۶.تهمت(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۷.حسرت خیس»»»» مشاهده «» دانلود

۸.نفرین»»»» مشاهده «» دانلود

۹.منو ببخش»»»» مشاهده «» دانلود

۱۰.امام رضا(۱)»»»» مشاهده «» دانلود

۱۱.صبوری»»»» مشاهده «» دانلود

۱۲.خاطره های مرده»»»» مشاهده «» دانلود

۱۳.شعر سپید(۱)»»»» مشاهده «» دانلود

۱۴.آهای خبر نداری(۱)+امام رضا(۲)+تو و فاصله»»»» مشاهده «» دانلود

۱۵.نشکن دلمو(۱)»»»» مشاهده «» دانلود

۱۶.نشکن دلمو(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۱۷.شعر سپید(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۱۸.قاتل حرفه ای»»»» مشاهده «» دانلود

۱۹.نشکن دلمو(۳)»»»» مشاهده «» دانلود

۲۰.خودکشی ممنوع»»»» مشاهده «» دانلود

۲۱.کفتر چاهی(۳)»»»» مشاهده «» دانلود

 ۲۲.آهای خبر نداری(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۲۳.ابرای پاییزی»»»» مشاهده «» دانلود

۲۴.بانوی من»»»» مشاهده «» دانلود

 ۲۵.غزل خون»»»» مشاهده «» دانلود

۲۶.امام رضا(۳)»»»» مشاهده «» دانلود

۲۷.فلسطین»»»» مشاهده «» دانلود

۲۸.خشخاش»»»» مشاهده «» دانلود

29.لذت»»»» مشاهده «» دانلود

۳۰.متاسفم(۱)»»»» مشاهده «» دانلود

۳۱.متاسفم(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۳۲.نفس بریده(۱)»»»» مشاهده «» دانلود

۳۳.نفس بریده(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۳۴.رئیس خوشگلا»»»» مشاهده «» دانلود

۳۵.ابرای پاییزی(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۳۶.بچه های اهواز»»»» مشاهده «» دانلود

۳۷.بازیگر»»»» مشاهده «» دانلود

۳۸.بی تو هرگز»»»» مشاهده «» دانلود

۳۹.گل سر»»»» مشاهده «» دانلود

۴۰.حسرت خیس(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

 ۴۱.حسرت خیس(۳)»»»» مشاهده «» دانلود

۴۲.خود فریبی»»»» مشاهده «» دانلود

۴۳.خودکشی(۲)»»»» مشاهده «» دانلود

۴۴.خودکشی(۳)»»»» مشاهده «» دانلود

۴۵.لنگه کفش»»»» مشاهده «» دانلود

 ۴۶.متاسفم»»»» مشاهده «» دانلود

۴۷.نفس بریده(۳)»»»» مشاهده «» دانلود

۴۸.نفس بریده(۴)»»»» مشاهده «» دانلود

۴۹.نشکن دلمو(۴)»»»» مشاهده «» دانلود

۵۰.پنجره»»»» مشاهده «» دانلود

۵۱.پرنده »»»» مشاهده «» دانلود

۵۲.صبوری»»»» مشاهده «» دانلود

۵۳.سه شنبه ها»»»» مشاهده «» دانلود

برای دانلود روی روی دانلود کلیک راست کرده و save target as... را بزنید....

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 20:40  توسط برهان الدين ربانی  | 

زنده ام ...(به نقل از چاوشیست عزبز)

من با تو خوشم [دانلود] از ترانه های سنتوری بدون فحش و بد و بیراه وسطش
نهایت سعی ام رو کردم که بهش بشه گفت تراک

//

این ترانه خیانت در سنتوری دستکاری شده  ، اصلا لذت آهنگ اصلی رو نداره ...دوستش ندارم

//

"قرار است شرکت باربد مجوز این آلبوم را بگیرد، که هنوز نشده. باید صبر کنیم، صبر! بحث حوزه هنری هم منتفی شد؛ از من خواستند که ظرف مدتی کوتاه یک آلبوم تهیه کنم، که نمی شد. حوزه فقط آثاری را منتشر می کند که اشعار کلاسیک در آن ها استفاده شده باشد، گفتند ترانه و شعر امروزی قبول نمی کنیم. من هم جوابی بهشان ندادم."


//

من خودم سیزدهم بزودی ...!؟

//

پوووف....
http://www.chavoshist.blogfa.com/

نظرات شما در وبلاگ چاوشیست

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 13:33  توسط برهان الدين ربانی  | 

"هاچ زنبور عسل" یا "سنتوری"؛ مساله این است!


"سنتوری" شاید شیطنت هایی نیز داشته باشد - که می توانست نداشته باشد - مثل عبا پوشیدن هنرپیشه اصلی فیلم که اساسا نیازی بدان وجود نداشت، اما بازتابی است از "تلخی های واقعی جامعه" ولو آنکه گروهی این واقعیت ها را انکار کنند یا آنکه بر این باور باشند که مهرجویی در فیلم خود، بیش از حد مبالغه کرده است.

جامعه امروزین ایران، برغم روشنی هایی که دارد- و این فیلم از آنها کمتر سراغ می گیرد- در بطن و ظاهر خود، از مصائبی رنج می برد که "سنتوری" به بازگو کردن آنها- ولو عریان و خشن- می پردازد.

البته، این گونه روایت کردن، در سینمای ما که آثارش غالبا یا مدح و شعار است و یا بی خاصیت و بی محتوا، قطعا با چالش مواجه می شود.

مروری بر آثار سینمای سالهای گذشته و اخیر، موید این مدعاست و در این بین، تفاوتی ندارد که خالق اثر که باشد، از ابراهیم حاتمی کیا رزمنده دیروز و فیلمساز امروز گرفته تا داریوش مهرجویی روشنفکر.
مهم این است که "موج مرده" ساخته نشود و "سنتوری" نیز؛ فیلم که نباید حرف بزند، نباید که بتپد، نباید که اندیشه ای را به تکاپو وادارد، نباید که تلنگر بزند، نباید که فریاد بکشد، نباید که ...؛ فیلم باید فقط سرگرم کننده باشد و ای بسا بتواند تماشاگران را بخنداند ؛ چنین فیلم هایی، هرگز پشت تهیه کنندگانشان را نمی لرزانند که مبادا توقیف شوند، مبادا سانسور شوند، مبادا حتی بعد از مجوز اکران، جلوی نمایشش را بگیرند، مبادا حتی در وسط نمایش، آن را از پرده پایین بکشند، مبادا ... .

واقعیت این است که مردم، به ویژه جوانان - افرادی مثل علی سنتوری و همسرش- هرگز زیاده طلب نیستند ولی از جامعه و مدیرانش انتظار دارند که درک شان کنند و آنها را در چنبره خشک مقدس بازی ها فنا نسازند.

علی سنتوری، در خانواده ای بزرگ شده است بسیار متمول و در عین حال بسیار مذهبی.
مادر او، از آن "حاج خانم" هایی است که منزل شان، محفل قرآن و جلسات دینی است ولی همین مادر مومنه، چنان عرصه را بر فرزندانش تنگ می کند که در نهایت فرزندش "علی" که عاشق موسیقی است از آنجا رانده می شود و جالب اینکه مادر در بیرون راندن فرزند، خود را مقصر نمی داند: "من فقط به او گفتم یا این خانه یا آن سنتور!"

راستی مگر کم هستند افرادی که از دین و ایمان بیزار شده اند فقط به دلیل محدودیت ها و فشارهایی که "دین ظاهران" به نام دین بر آنها تحمیل کرده اند؟

"سنتوری" بی آنکه در دام شعار بیفتد، فریادی است علیه کسانی که دین را در تاروپود خود تنیده عقاید شخصی و ای بسا عقده های خویش جستجو و بدتر از آن بر دیگران تحمیل می کنند و حال آنکه دین واقعی، همانند همان آوای زیبای سنتور است که در فضای جان پراکنده می شود و آن را نوازش می کند.

سنتوری، حکایت جامعه ای است که در آن شعر، موسیقی، عشق، معنویت، حرکت و هنوز لبخند، جاری است و این را می توان در صمیمیت روحانی ای که علی سنتوری و نامزدش را به عقد هم در می آورد، به زیبایی و سادگی دید ولی "خشک مقدس" هایی مثل مادر علی سنتوری و افرادی که نوشدارو بعد مرگ سهراب می آورند، مثل پدر علی سنتوری، همه چیز را خراب می کنند هر چند که در نهایت، هستند افرادی که اهل درک و درد هستند مثل پزشک معالج علی سنتوری و این، یعنی امید، هنوز زنده است، هر چند علی سنتوری، ماندن در آسایشگاه روانی را بر بازگشت به جامعه ای که همه آنها ادعای دین و سلامت دارند، ترجیح بدهد و چه پیام سهمگینی در این بخش از ماجرا نهفته است!

"سنتوری" اینک در قتلگاه قاچاق سی دی، گرفتار آمده است و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر می شود. ای کاش پس از توقیف پرماجرا و "سانسور"ی که معاون سینمایی ارشاد "پالایش"ش می خواند، لااقل اجازه دهند سنتوری در لیست اکران نوروزی قرار گیرد تا هم پاسخی به قاچاقچیان فیلم داده شود و هم سنتوری پیش از این آسیب نبیند.

منبع: پایگاه اینترنتی پارسیفا


+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 12:30  توسط برهان الدين ربانی  | 

پول بليت سنتوري را به اين حساب واريز كنيد

شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی

پرويز براتي
فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.

منتشر شده درروزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:50  توسط برهان الدين ربانی  | 

اين نسخه سنتوري از كجا آمده است؟ - [گيسو فغفوري]

از ميدان وليعصر تا پاساژ تنديس تجريش، از انقلا‌ب تا امام حسين؛ حالا‌ ديگر همه <علي سنتوري> مي‌فروشند. مي‌گويند بدون سانسور است، كيفيت آينه. قيمت دو برابر دي‌وي‌دي‌هاي معمول- از 2 هزار تا 3 هزار- استدلا‌ل هم مي‌كنند؛ اولش است چند روز ديگر قيمت مي‌آيد پايين.

چند نفر ايستاده بودند و باور نمي‌كردند. مي‌گفتند دوباره سي‌دي خالي مي‌فروشيد. فروشنده هم تاكيد مي‌كرد ما اينجا هستيم اگر خالي بود برگردانيد، اگر آينه بود برايمان صلوات بفرستيد. عابري كه رد مي‌شود، مي‌گويد نخريد خيانت است، دزدي است و رد مي‌شود. خوشحال مي‌شويم، اما گويي اين حرف اثري ندارد و چند نفر دي‌وي‌دي سنتوري را كه با عكس‌هاي زيباي فيلم از <گلشيفته فراهاني> و <بهرام رادان> تزيين شده مي‌خرند و اين موضوع قطعيت مي‌يابد كه فروش تقريبي قاچاق اين فيلم در كمتر از 2، 3 روز مي‌تواند 150 تا 200 ميليون تومان باشد؛ ثروتي كه هم از فروش هر نسخه آن به قيمت 50، 60 هزار تومان به تكثيركننده‌هاي مختلف در سراسر شهر به دست مي‌آيد و هم درصدي از فروش‌هاي آن از تك‌تك نسخه‌هاي قاچاق در اختيار فروشندگان اصلي پديد مي‌آيد. اين قيمت را فروشنده جواني مي‌گويد كه دي‌وي‌دي سنتوري را مي‌فروشد. از همه اينها كه بگذريم اين سوال مطرح است: اين نسخه از كجا آمده است؟ نسخه‌اي كه هم با نسخه اكران شده در جشنواره متفاوت است، هم با نسخه‌اي كه قرار بوده به نمايش عمومي درآيد. نسخه‌اي كه كامل است، هم صحنه ورود علي بلورچي را به مجلس روضه مادرش به‌طور كامل دارد، هم صحنه‌اي را كه در آن خانه هيچ مدادي پيدا نمي‌شود. هم ترانه‌هاي چاووشي را با صداي خودش دارد،هم آن ترانه‌هايي را كه در ايام جشنواره به دليل مصادف شدن با ماه محرم حذف شده بودند و اينك همراه فيلم است. هم صحنه‌ها بدون برش‌هايي استكه در جشنواره از سوي مهرجويي به عنوان تدوين متفاوت اعلا‌م شد. نسخه قاچاق سنتوري كيفيت بالا‌تري دارد صاف مثل آينه است، صداي آن نيز شفاف پخش مي‌شود. لب‌خواني بهرام رادان با صداي چاووشي خوب درآمده است؛ مثل نواختن سنتور توسط او. شايد به خاطر همين نكته‌ها بود كه توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر را در جشنواره بيست‌وپنجم از آن خود كند. اين فيلم كه به صورت قاچاق پخش شده يكدست است و سر راست. تكه‌تكه نيست مثل فيلمي كه در جشنواره پارسال ديديم و البته همان هم خيلي خوب بود. نمي‌دانيم آيا اين همان فيلمي است كه در جشنواره فيلمكس توكيو مورد تحسين مردم و داوران قرار گرفته، يا همان نسخه‌اي است كه در لس‌آنجلس به نمايش درآمده؟ نمي‌دانيم آيا اين يكي از همان 50 نسخه‌اي است كه در اختيار سينماها براي اكران قرار گرفته يا از روي اينترنت دانلود شده است.نمي‌دانيم چطور شد كه اين همه تمهيداتي كه پخش‌كننده فيلم براي جلوگيري از قاچاق در نظر گرفته بود، مثل كدگذاري كپي‌هاي 35 و استفاده از كپي 35 فيلم و... چگونه دور زده شد؟نمي‌دانيم كه دي‌وي‌دي اين فيلم چرا يك سال پس از اكران در جشنواره و هفت ماه پس از زماني كه قرار بود به نمايش عمومي درآيد، درست پس از جشنواره فيلم فجر به بازار آمده است؟ آيا بايد فكر كنيم كه رابطه‌اي ميان اين زمان‌هاست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:49  توسط برهان الدين ربانی  | 

دات دبلیو اس (به گفته بهترین وبلاگ محسن)

"اما یک اما..!

آیا بهتر نبود پیشتر ها برای ارتقا امنیت اجتماعی ازادامه ی فعالیت این اراذل و اوباش و سارقان و متعرضان به حریم خصوصی و شخصی هنر و هنرمندان جلوگیری میکریم؟"

 

این که خواندید بخشی از بیانییه سازمان فیلمسازان ترقی خواه ایران نبود ، بلکه نوشته ای از فرهاد عزیزی است که هم اکنون بر پیشانی سایت تازه راه انداری شده " mohsenchavoshi.ws " است، که واقعا قابل تامل است . او مثل اینکه بیشتر تحت تاثیر تبلیغات خود قرار گرفته آنگاه که روزی هزار بار سایت مزبور را سایت رسمی محسن چاوشی (خواننده ی تا الان غیر رسمی ) خطاب می کند و به همه ی اد لیست های خود و دوستانش سند تو آل می کند . به راستی فرهاد عزیزی فکر می کند پشت چه تریبونی قرار گرفته است ؟ او نمی داند ممکن است این سخنان پرگهر به ضرر کسی تمام شود که سایت را با عکسهای او مزین کرده اند ؟

دیگه از این کلمه رسمی حالم بهم می خوره....

دامنه ی سایت را داشته باشید ....دبلیو اس !!

عاقبت سایت mohsenchavoshi.ir  هم  مغلوم نیست چه شد!

دامنه ی  mchavoshi.ir نیز توسط مهدی جهانگیر ثبت شده و آدرس دوم ام سی سانگ است که مالکش  آن را سایت رسمی هواداران محسن چاوشی (خواننده ای که تا الان غیر رسمی است ) معرفی می کند .

 mchavoshi.irشاید دامنه ی معقول تری برای سایت رسمی آینده چاوشی باشد اما مهدی جهانگیر هیچ ارتباط مستقیمی با چاوشی ندارد تا با او عکس دو نفری بگیرد .

جایی که ارتباط نزدیک تر دامنه را تعیین می کند .

کاش می شد این سایتهای به اصطلاح رسمی ما را از خبر رسانی ها ی مستمر ، کوششهای بی دریغ و گوهرفشانی ها ی به موقع خود محروم نمایند .حداقل تا چند ساعت بعد از ریلیز اولین آلبوم که اون برچسب لعنتی ،جهنمی را دارد صبر پیشه نمایند و بعد مثال قارچ رویش بفرمایند .

نظرات شما در این وبلاگ                (   www.chavoshist.blogfa.com   )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 14:34  توسط برهان الدين ربانی  | 

محسن چاووشی: برای سنتوری آه کشیدم - ۱۴ اسفند ۸۶

طاقت بیار و مرد باش!

مزدک علی نظری- «محسن چاووشی» برای مخاطبان موسیقی پاپ ایران، نامی کاملاً آشناست. او خواننده جوانی است که طی دو- سه سال گذشته با موزیک خاص و آن صدای گرفته اش، در دل میلیون ها ایرانی جا باز کرده؛ ولی انگار این برای صدور مجوز و اجازه رسمی مرکز موسیقی اداره ارشاد اسلامی کافی نیست!

برای دیدن عکس در اندازه ی واقعی اینجا را کلیک کنید

چاووشی از همان ابتدا که با تراک های بی کیفیت ضبط شده در استودیوی خانگی اش به عنوان یک «خواننده زیرزمینی» معرفی شد، چه از نظر موزیک و چه در منش، شخصیت نظرگیری از خود بروز داد که او را کاملاً از هم ردیفانش جدا کرد. او از آغاز کار هنری اش به دنبال دریافت مجوز ارشاد بوده و در حالی که مستنداتی برای رد ادعای فعالیت غیرقانونی دارد، همچنان در جایگاه «متهم» و در حسرت چراغ سبز مسئولان فرهنگی کشور مانده است.

این روزها با پخش CDهای قاچاق فیلم سینمایی «سنتوری» (ساختهء به محاقِ توقیف رفتهء «داریوش مهرجویی») در هر خانه ای می شود صدای محسن چاووشی را شنید که می خواند: «...اما تو کوه درد باش/ طاقت بیار و مرد باش!»

 

- زمانی که ترانه های «سنتوری» پیش از اکران خود فیلم به اصطلاح لو رفت و بین مردم دست به دست می شد، این اتفاق به گردن شما افتاد. حتی عوامل اصلی فیلم مصاحبه کردند و گفتند چاووشی موزیک ها را پخش کرده. طبیعی هم بود که همه باور کنند، چون شما مجوز نداشتی و به خواننده زیرزمینی هر وصله ای می چسبد!

- بله. متاسفانه این اتفاق افتاد. ولی من همان موقع هم توضیح دادم که روی موزیک هایی که در استودیوی ما بود، هنوز ساز سنتور اضافه نشده بود. سنتور موزیک فیلم را «اردوان کامکار» زد و به جز تراک «زخم زبون»، ما با هم کار نکردیم. یعنی من کار را ساختم و تحویل تهیه کننده دادم، بعد خودشان سنتور را به آن اضافه کردند. آن موزیکی که بین مردم پخش شد را تا وقتی همه شنیدند، اصلاً خود من نشنیده بودم!

- به هرحال حالا نه تنها سنتوری با زیرنویس انگلیسی (که از پرده سینماهای آمریکا سرقت شده) دست قاچاقچیان افتاده، بلکه بدون زیرنویس و با کیفیت خوب هم دست مردم هست! این نشان می دهد که یا قضیهء لو رفتن های سنتوری از جای دیگری آب می خورد، یا باز این هم کار شماست؟!

- (با خنده) چی بگویم؟ لابد همینطور بوده!

- وقتی فیلم توقیف شد، خیلی ها گفتند استفاده از صدای محسن چاووشی باعث این اتفاق شده.

- بله، خیلی ها اینطور فکر می کردند. اما بعد که قرار شد صدای خواننده های دیگر را روی فیلم بگذارند، یا حتی «بهرام رادان» (بازیگر نقش «علی سنتوری») به جای من بخواند، باز مشکل حل نشد. خدا را شکر حالا دیگر همه فیلم را دیدند و فهمیدند مشکل از محتوای خود فیلم است، نه موزیک من.

- با مهرجویی یا عوامل دیگر سنتوری تماس داری؟

- بعد از تحویل کار دیگر تماسی با آن ها نداشتم. فقط وقتی شنیدم تراک ها لو رفته، از طریق دوستان به آقای «(محمدرضا) شریفی نیا» پیغام دادم که اینطور شده.

- به هرحال آن موقع مصاحبه های تندی علیه شما شد که بازتاب زیادی هم داشت.

- بله. همان ها که دنبالم آمدند، بعد به من لقب خالتور دادند! البته نمی خواهم دوباره این بحث مطرح شود و ناراحتی به وجود بیاید. خصوصاً که اصلاً به آقای مهرجویی ارتباطی ندارد، ایشان شخصیت بزرگی است. مشکل از جای دیگر بود... شاید خیلی ها فکر کنند من از سرنوشت سنتوری خوشحال شدم، اما جداً وقتی شنیدم سنتوری توقیف شد و بعد هم CDاش در آمد، برایش آه کشیدم. اول خیال کردم مجوز اکران نگرفته و داده اند تا در شبکه ویدئویی پخش بشود. البته با آن وضع که در جشنواره پخش شد، می شد حدس زد که سنتوری اکران نمی شود. درست یادم نمی آید چه مناسبتی بود، ایام عذاداری بود و صحنه های فیلم مدام کات می شد. تمام قسمت های شاد را از فیلم بریده بودند. به هرحال می خواهم بگویم که به سنتوری دل نبسته بودم. من به خاطر گرفتن مجوز با آقای مهرجویی کار نکردم. اول کار هم بهشان گفتم که من هنوز مجوز ندارم، می توانید از خواننده های مجاز استفاده کنید. خودشان گفتند مهم نیست، ولی بعد نتوانستند کمکی بکنند؛ به من که نه، به خودشان کمک کنند.

- به هرحال فیلم به صورت گسترده در کشور پخش شد و این روزها در همه خانه ها صدای شما شنیده می شود. از این قضیه چه حسی داری؟

- راستش من ارتباط زیادی با بیرون از استودیو و محل کارم ندارم. فقط می دانم که مثلاً از اکران این فیلم در کانادا استقبال خوبی شده بود. بعد هم CDاش در ایران پخش شده و دوستانم یک نسخه زیرنویس دار برایم آورده اند. این خبرها را بیشتر از بهرام رادان می شنیدم، هر روز یک خبر بد جدید می داد و ناراحت تر می شدیم.

- شنیدیم برای ساخت ترانه های فیلم فقط مبلغی به عنوان پیش پرداخت داده بودند که بابت پول چهار تکست، به شاعران کارها داده ای. درست است؟

- راستش من واقعاً به فکر مسائل مالی نیستم. خصوصاً در ماجرای سنتوری که اینطور بود. البته به هرحال باید زندگی کرد و نمی شود مادیات را در نظر نگرفت. بحث خوبی نیست، ولش کنیم بهتر است!

- الان چه می کنی؟ ماجرای گرفتن مجوز، آلبوم جدیدت «یک شاخه نیلوفر» و همکاری با حوزه هنری چه شد؟

- قرار است شرکت باربد مجوز این آلبوم را بگیرد، که هنوز نشده. باید صبر کنیم، صبر! بحث حوزه هنری هم منتفی شد؛ از من خواستند که ظرف مدتی کوتاه یک آلبوم تهیه کنم، که نمی شد. حوزه فقط آثاری را منتشر می کند که اشعار کلاسیک در آن ها استفاده شده باشد، گفتند ترانه و شعر امروزی قبول نمی کنیم. من هم جوابی بهشان ندادم.

- خیلی های دیگر هم مثل شما بودند که بعد مجوز گرفتند. مشکل ارشاد با شما چه است؟

- من تمایل شدیدی دارم که با ارشاد کار کنم. هرجا بروم، باز راهم به ارشاد ختم می شود. مشکل الانم هم همان کارهای غیرمجازی است که بین مردم پخش شده. من نمی دانستم موقعی که این اتفاق می افتد باید به ارشاد خبر بدهم. مرکز موسیقی چون می دیده که اعلام نمی کنم، خیال می کرده که خودم تمایل داشتم، خودم آن ها را پخش کردم. اما واقعیت این است که من از خیلی پیش تر در ارشاد پرونده داشتم؛ آلبوم «نفرین» برای گرفتن مجوز در ارشاد بود، فقط دو تراکش اصلاحیه خورده بود. درست همان شبی که یکی از بچه ها برگهء اصلاحیه را برایم آورد، خبر رسید که آلبومم لو رفته و دارند توی مغازه ها می فروشند! دلیلی نداشت کاری که برایش هزینه کرده بودم را اینطور به باد بدهم.

- تا اینجا که خیلی بدشانس بودی!

- من به شانس اعتقاد زیادی ندارم. می گویم آدم هرچقدر تلاش کند، نتیجه اش را می گیرد. حتماً یک جای کار من ایراد داشته که هرچند ناخواسته، اما کارم پخش شده دیگر. لابد سهل انگاری کردم.

- در سال های اخیر این اتفاق برای خیلی ها افتاد؛ از مجوزدارها گرفته تا خوانندگان تازه کار.

- در این یک سال و نیم اخیر – به جز آهنگ های سنتوری که ورژن نهایی شان اصلاً دست من نبود- سعی کرده ام کاری لو نرود. از آهنگ هایم محافظت کردم تا اشتباه گذشته تکرار نشود. وقتی این کارهای جدید را بشنوید آنوقت می توانید مقایسه کنید؛ ببینید که نسبت به کارهای پخش شده چقدر از نظر فنی رویشان کار شده و کیفیت شان بهتر است. آن ها که دست مردم است فقط ماکت اند و باعث شدند آبروی هنری من برود. البته فقط از نظر فنی می گویم؛ از نظر هنری که بستگی به مخاطبان دارد و آن ها باید نظر بدهند.

- راستی! این روزها با خیلی از هنرمندان صحبت شده که برای انتخابات مجلس، به نفع کاندیدای خاصی موضع بگیرند و تبلیغ کنند. با شما هم مذاکره کردند؟ اصلاً خودت تمایل داری وارد این بحث بشوی؟

- در مورد چیزی با من حرف بزنید که بفهمم! من دنیایی دارم که مال خودم است. هنر را هم برای خود هنر دوست دارم، نه برای بهره های مادی. هنر برای خداوند است، ما فقط خوش نقشی می کنیم.

در ادامه مطلب چند تا عکس ببینید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 12:42  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه نقاشی خوشگل!

کار خودمه هاااااااااااااااااااااااا

برای دیدن عکی در اندازه ی واقعی اینجا رو کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 17:4  توسط برهان الدين ربانی  | 

برا دیدن تصویر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 2:42  توسط برهان الدين ربانی  | 

سه نقاشی بسیار زیبا

برای دیدن عکس در اندازه واقعی خودش اینجا را کلیک کنید...................

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 18:56  توسط برهان الدين ربانی  | 

گل سر

برای مشاهده والپپیر در اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید......................

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 15:29  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر زیبا ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 1:38  توسط برهان الدين ربانی  | 

م. چ. سنتوری از بهترین وبلاگ محسن چاوشیست

علی : دوره دوره ی الافی و بیکاری ما بود ...مجوز کاست بهمون نمی دادن یا دیر می دادن و کارای من لو می رفت از کنسرت و مجالس خصوصی هم بخاطر بگیر بگیرا خبری نبود.... ولی من افتاده بودم به خرکاری ،از لج همه شب تاصبح ، صبح تا شب آهنگ می ساختم و شعر می گفتم و تنظیم می کردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:23  توسط برهان الدين ربانی  | 

علی سنتوری به نقل از www.sinnersland.blogfa.com

این شگفت انگیزترین خبری بود که از آفی که تو آیدم گذاشته شده بود خوندم،خبری که من و خیلی کسای دیگه هم باورمون نمیشد به همین زودی بشنویم:

۱۲:۳۰ شب بود اگه اشتباه نکنم اون هم دیروز نبش کوچه ای بن بست مردی ریزنقش بساط پهن کرده بود.

-بودو...بدودو...از دست ندیها...

از دور چهرش به خوبی معلوم نبود،چهرهش تو تاریکی شب گمشده بود.جلو رفتم...

-بودو...بدودو...از دست ندیها...سنتوری...سنتوری...فیلمی که تاحالا از هیچ جا بیرون نیومده...

گفتم:

-راس راسی سنتوریه؟

-آره داداش

-مگه میشه؟

-چرا نشه؟

ـآخه این فیلم...

-ای بابا میخوای یا نه؟؟؟

چند نفری کنار من جمع شده بودن،یکیشون مثل من متعجب و بقییشون هم بی خبر از حواشی و...این فیلم.

با اینکه مطمئن بودم این دی وی دی نمیتونه فیلم علی سنتوریه داریوش مهرجویی باشه ولی خریدمش دیگه ۲۵۰۰ تومن که اندازه قیمت یه لوپ لوپ هم نیست!!!((ببخشید اصلا یادم نبود تو وبلاگ نباید تبلیغ کرد.البته یکی هم نیست بیاد بگه که بنده خدا آخه مگه وب تو چه قدر بازدید داره که اومدی میگی...خنده داره،نه؟؟؟))

فیلم رو خریدم،اون هم بی درنگ.وقتی به خونه رسیدم بازهم بی درنگ دی وی دی رو تو کامپیوتر گذاشتم...

.

.

.

.

به نام خدا

.

.

سنتوری

.

.

فیلمی از داریوش مهرجویی...

باورم نمیشد...وای خدا این خوده خوده خوده سنتوریه؟؟؟

یادم نمیره چنان فریادی زدم که فردا وقتی همسایه بالاییمون منو تو راهرو دید گفت:

-راستی شما فیلم سنتوری رو دارین؟؟؟!!!

اون شب نشستم و فیلم رو دیدم،انگار شخصیت علی سنتوری رو تو خودم احساس می کردم.

فیلم از جایی آغاز میشه که بهرام رادان بازیگر نقش علی سنتوری داره از ایستگاه مترو بیرون میاد در حقیقت این سکانس آخر فیلمه که در اول فیلم اون رو مشاهده میکنیم در این صحنه علی پس از ترک اعتیاد از بیمارستان یا...یا...راستش نمیدونم به اینجاها که ترک میدن چی میگن...قبلن نوک زبونم بودا...بگذریم،تو این سکانس تمام صحنه های فیلم به صورت خاطره از زبون علی نقش اول فیلم شرح داده میشه.البته شروع فیلم با آهنگ زخم زبون محسن عزیزم یه حال و هوای دیگه ای میگیره...

روند سکانس های این فیلم به این صورته که در آغاز، فیلم از سکانس آخر شروع میشه که واسه بیننده این سکانس نامفهومه تا وقتی که فیلم رو تا به آخر ببینه.بعد از سکانس اول فیلم، شاهد ناکامیهای علی به علت اعتیادش در کنسرت های اواخر اون هستیم.سپس به روزهای خوب و عاشقانه ای بر می گردیم که علی با هانیه نقش عجیب و زیر سوال این فیلم داره.این نقش رو همین طوری که میدونید گلشیفته فراهانی ایفا کرده که به نظر من عامل بسیاری از ناکامی های علی در این فیلم این شخصیت  بوده که به عنوان یه همدم میتونسته مرهمی روی زخمهای عمیق علی باشه...پعد از این سکانس ها به سکانس حساس فیلم میرسیم که به قول علی همه ی داستان از اون شب شروع میشه.در این سکانس علی و هانیه به پارتی نه...پارتی اشتباست مهمونی درسته،داشتم میگفتم به یه مهمونی میرن که توی اون مهمونی، هانیه به علت یکسری اشتباهات علی با پسری آشنا میشه که الان درست اسمش رو یادم نیست ولی نوازنده ویلونه و از طریق دوست صمیمی هانیه با هم آشنا میشن و چون هانیه هم در نواختن پیانو مهارت خوبی داشته به گروه اونا میپیونده تا جایی که رفت و آمد اونها در روز به علت تمرین ساز با هم خیلی زیاد میشه.البته نباید فراموش کنیم که عامل پیوستن هانیه به اونا بر طرف کردن نیاز مالی زندگی کوچک و مستاجری علی و هانیه بوده که علی به علت اعتیاد دیگه نمیتونسته به اجرا تو مراسم ها و عروسیها بپردازه و خرجی خونه رو در بیاره یا اگرم به اجرا میره تمام پولی که بدست میاره رو صرف اعتیاد خودش میکنه.

رفتن هانیه به تمرین با گروه برای کنسرت ها و تنها موندن علی یکی از عوامل روی آوردن اون به تزریق های بیشتر در روزهایی است که در کما برایش میگذرد، روز های پایانی زندگی علی و هانیه.

در اواسط فیلم باز به عقب بر میگردیم، لحظه ی آشنایی و طور آشنایی علی و هانیه و بعد از این سکانس به سکانسی میرسیم که دیگه برای همیشه هانیه علی رو ترک میکنه و علی هم به غیر از مشکلاتی که داشت به درد جدایی از هانیه،بی پولی و...دچار میشه.بعد از این همه شکست و ناکامی اون به اجبار به خانواده ثروتمند و بسیار مذهبی خودش مراجعه میکنه، خانواده ای که سالها  پیش به علت حروم دونستن نواختن سنتور اون رو مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه سنتور یا موندن تو خونه مجبور کرده بود.

اعضای خانواده علی از جمله پدر اون دست یاری رو به سمت اون دراز میکنن ولی علی دست پدرش رو پس میزنه با اعتقادی که به خودش و غرور جوونی که هنوز داره.((اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش))

با بیرون ریختن اسباب و اثاثیه بسیار کمی که علی داشت به علت خراب کردن خونه توسط صابخونه،علی مجبور به پناه بردن به یکی از پارکهای دور افتاده شهر میشه که اونجا مکان افراد معتاد، فقیر و...بوده.با این وضع اون تمام دار و ندارش رو از دست میده.به نظر من زیباترین صحنه این فیلم در همین پارکه که بیننده رو به شدت تحت تاثیر قرار میده،صحنه ای که علی سنتورش را با ناخن هاش میزنه و چند معتاد دیگر نیز که با سوسیس هایی که علی سرخ میکنه و اونها رو از سیری در میاره سیر شدن و از خوشحالی میرقصن در حالی که علی محزونتر،تنهاتر و...از همیشه هست،نا گفته نمونه که تو این صحنه آهنگ رفیق خوب یا سنگ صبور محسن باعث شد گونه های من خیس بشه ببین گونه های توهم خیس میشن یا نه؟؟؟

این فیلم یک قسمت گنگ و نامفهوم داره اون هم رفتن هانیه به کاناداست با اینکه رفتن اون به کانادا با گروه برای کنسرت قطعی شده بود ولی ما شاهد حضور هانیه در کنسرت علی که بعد از ترک اعتیادش صورت میگیره هستیم.عقیده شخصی من اینکه هانیه به کانادا سفر کرده و در اون زمان مثل همیشه که علی تو همه کنسرتاش حضور هانیه رو احساس میکرده اینبارهم براش یه خیال بوده...البته هر بیننده میتونه نظر شخصی خودشو راجع به این قسمت داشته باشه و اینهم نظر شخصی منه که باهاش میخوام فیلم رو یه جوری به زندگی خودم هم نسبت بدم.

ادامه فیلم رو براتون تعریف نمیکنم تا حتما برید همه ی فیلم رو خودتون ببینید.

 

رفیق من سنگ صبور غمهام

My only friend the "lover's dtone of patience"

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

Help me embrace my loneliness

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

No one sees my sea of angony nor

چه دنیای رو به زوالی دارم

How my world is crashing around me

مجنونم و دلزده از لیلی ها

Majnoun am I, bereft of all leilis

خیلی دلم شکسته از خیلی ها

Foced into suffering much from so many

نمونده از جوونیام نشونی

Yoyth is lost to this raging heart

پیر شدم پیر تو ای جوونی

Age falls on me in her destructive might

تنهای بی سنگ صبور

Lonely, with out the"lover's stone of patience"

خونه سرد و سوت و کور

Heartless home, cold and blessed  by gloom

توی شبات ستاره نیست

No star rises to adorn my night

موندی و راه چاره نیست

No hope,  no solution in sight

اگر چه هیچکس نیومد

No friendly face to greet me

سری به تنهاییت نزد

No gracious  companion to fill my lonely  doom

اما تو کوه درد باش

You be the rook of pain

طاقت بیارو مرد باش

Bear it and become a Man

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 9:0  توسط برهان الدين ربانی  | 

تنها بودن یه کابوس شومه......!

تنها بودن یه کابوس شومه......!

 

سلام به گل های باغچه غشق.......سلام به نیلوفرهای آبی.......وسلام به کسی که سیزده بوده

واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم دیگه برام خیلی مهم نیست صدای کیه ........

فقط مهه که تو دستان چروکیدمه.......

اون اولا که تو یکی از سایتا رفته بودم دیدم نوشته دانلود فیلم .....

ولی ........    خوب با این سرت بالا مگه میشه دانلود کرد !!!؟
به هر حال  برای اینکه شاید منو از خماری در بیاره با اندک تمحملی که داشتم

روی لینک آهنگهای....   رو زدم.......متاسفانه با فیلتر روبرو شدم

با دستان خشمناکم فیلتر رو زدم کنار !!!

برای دانلود 15 مگا بایت   3 ساعت نشستم ......

همش دستم به دامنش بود .... همش ازش خواهش میکردم تورو خدا یکم کمکم کن

همش بهش میگفتم یه کاری کنه این دانلود بشه !    آخه منم مثل بهرام خمار بودم پول درست و حسابی هم نداشتم

ولی اون پول نمیخواست  اون فقط میخواست یکم امید داشته باشم   .......

اون خیلی خوبه بدون اینکه یه ذره ازم چیزی بگیره این همه چیز بهم داد

ولی من خودخواه حتی یه تشکر خشک وخالی ازش نکردم

حالا میگم خدایا دوستت دارم  واقعا خیلی ممنون

 

خوب کجا بودیم ؟؟؟؟.....آها.............خلاصه مارو از خکاری کشید بیرون 4 روز فقط به آهنگهاش گوش میدادم

واقعا صدایی باور نکردنی داشت

البته چون میشناختم خواننده رو میگم چون تصویر از بهرام نبود

تو شبی سرد و تاریک پیاده رفتم قدم زنی واااااااای که چه حالی بود.........

دیدم یه ویدئو کلوپ هنوز تعطیل نشده البته ویدئو کلوپش مجوز نداشت فکر کنم قراره تخته بشه

ولی نمیدونم جرمش چیه؟!

شاید برای این بود که به شماره حساب 7234947423980423534553پول واریز نکرده بود نمیدونم

خلاصه اینجاش مهمه.........وااااااااااااااااااااای روی جلد یکی از سی  دی ها نوشته بو سنتوری .!

واقعا نمیتونستم تصور کنم.....

بدون هیچ حرفی برش داشتم انداختم تو جیبم

با یه نگاه معنا دار به سوی خونه دویدم

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

این دیگه چیه  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چیز دیگست اصلا !!!!

با سلام خدمت دوستان فقط میخوام بگم فیلم سنتوری رو باید 10873379000بار نگاه کرد شاید هم بیشتر

واااااااااااای داره باز گریه ام میگیره...........بیخیال !

فقط یه چیز ......سنتوری واقعا یه فیلم فراتر از یه فیلمه

نه اینکه به خاطر خوانندش .....نه به خاطر مجوز نداشتنش .......به خاطر داستانی که داشت  به خاطر صدای نازی که میشنیدم بسیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار عااااااااااااااااالی بود

الان برم بگیرم کفه مرگمو بزارم بعدا باز برم ببینم ..........

اگه ممکنه نظرتون رو راجع به این پس بگین !

با تشکر برهان الدین ربانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 23:55  توسط برهان الدين ربانی  | 

پایان تلخ علی سنتوری (به گفته یwww.mc-song.com)

سرانجام سنتوری «لو» رفت و به بیانی سزاوارتر حرام شد.اثر ماندنی و محکمی که می توانست با اندکی عنایت و مهروزی بیشتر مسئولین مجوز نهایی اکران را گرفته، تکانی اساسی به سینماهای ایران داده وپاسخگوی طبع ارضا نشده،متوقع و منتظر بسیاری از هنر دوستان و هموطنان عزیزمان باشد.مسلما در این صورت، هم شاهد حراج این گنجینه ی فرهنگی و هنری تمام عیار در سایت ها،وبلاگ ها و جداول خیابانی نبودیم و هم سرنوشتی بهتر در انتظار این شاهکار و خالق این اثر به یاد ماندنی بود.به هر صورت شد آنچه که نباید می شد و این موضوع جای بسی تاسف و تاثر دارد.اما همزمان با پخش این فیلم، ترانه های خوانده شده در آن توسط محسن چاوشی نیز به سوژه ی اول سایت ها و وبلاگ های موسیقی تبدیل شده که توضیح در این باره ضروریست.

شرح مطلب در ادامه متن



باید گفت که خود محسن هیچگونه نقشی در پخش این کارها (آهنگ ها) ندارد و خوشبختانه تمامی این آهنگها از روی خود فیلم برداشته شده اند که این موضوع گواهی قاطع بر این مدعاست.تنها با یک بار شنیدن، پی بردن به این موضوع کار ساده ایست و دیگر جایی برای بحث در باب نسبت دادن این مسائل به محسن باقی نمی ماند.

و اما عرض آخر!چه نیک است که همه ی مسئولین عزیز و دلسوز فرهنگیمان با تجدید نگرشی اساسی و ارائه معیارهایی متعارف و اصولی تر از «مجوز» و «مجاز» به پیشرفت و ارتقای هنر این مرز و بوم یاری مضاعف رسانند و راه را برای بروز مشکلاتی اینچنینی بسته و دین سنگین خود را به هنر و هنرمند ایرانی بیش از پیش ادا کنند.

در صورت ادامه روند اینچنینی نباید انتظار چشم انداز جالبی از هنر در سالهای آتی داشته باشیم.

تراژدی مضحکیست:

لاشخوران اینترنتی با افتخار تقدیم میکنند:

دانلود سنتوری فقط با یک اکانت اینترنت

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 0:33  توسط برهان الدين ربانی  | 

عکسهای سنتوری (1)

برای دیدن بقیه عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 10:17  توسط برهان الدين ربانی  | 

تراک های فیلم سنتوری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زخم

آهنگی متفاوت (چه خوبه )

خیانت

جوونی

گوشی رو بردار

سنگ صبور

یه کابوس !

خوب اینم از این !!!!!!!!!!

راستی این تراکها از خود فیلم یعنی در قسمتهایی حرفای بازیگرا

به گوش میرسه و با آهنگهای قبلی که پخش شده بود فرق داره...!

برای دانلود آلبوم متاسفم اینجا رو کلیک کن

با تشکر !

امیدوارم خوشت بیاد !

بای.....

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 2:44  توسط برهان الدين ربانی  | 

فیلم سنتوری !

فیلم سنتوری در سایتی خارجی که فیلتر هم هست برا دانلود گذاشته شده

اگه خواستی بو بیا قسمت نظرات............

 

در ضمن یه فیلتر شکن قوی هم براتون گذاشتیم تو قسمت نظرات!

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 13:9  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر دیگه!

برای دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا رو کلیک کنید !

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 2:2  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر دیگه!

برای دیدن در اندازه ی واقعیاینجا رو کلیک کنید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 3:10  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر نسبتا زیبا!!!!!!!!!

برای دیدن عکس در اندازه ی واقعی اینجا را کلیک کنید !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:0  توسط برهان الدين ربانی  | 

سنتوري و سرنوشت آن(به نقل از سایت رسمی محسن چاوشی)

بنام خدا

قصه تلخ سنتوری که نا خواسته صدایش را به تاراج بردند!

فیلم علی سنتوری آخرین ساخته ی داریوش مهرجویی با هنرمندی بهرام رادان و گلشیفته فراهانی  با اتفاقات ناگواری که برایش رقم خورد شاید پایانی بهتر ازاین در تقدیرش پیدا نبود.

بهترین فیلم جشنواره سال گذشته ی فیلم فجر نه جایی روی پرده های تاریک سینما پیدا کرد وگویا تا حتی برای اکران در خانه ها هم قامتش به روی دی وی دی ها سنگینی میکرد.

چند روزیست که جسد بی جان علی سنتوری را روی دستان کفتارهای اینترنتی دست به دست و خیابان به خیابان طواف بی کسی و مظلومیت میدهند ؛ آری این عاقبت یکی از پر مخاطب ترین و پر هیاهو ترین فیلم دهه ی گذشته ی سینمای ایران در همان 2 بار اکران جشنواره ی فجر بود.

برخی تولیدات سینمایی خصوصا در بازارنیمه آشفته ی سینمایی ایران تا حدی در حد نازل  و زیر کیفیت استاندارد هسستند که مخاطبان فیلمهای فارسی در بعضی فصول این تولیدات دچار یک زدگی و سر خوردگی میشوند و  تصحیح ونقد این قبیل تولیدات یک روند فرسایشی را میطلبد .

هرچند که نمیتوان زحمات و تلاشهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسولان فرهنگ این مرز و بوم را در راستای ارتقاء فرهنگ و هنر جامعه نادیده گرفت ؛ همانطور که به راحتی با مقیاس فیلم و موسیقی در یک فرجه ی زمانی از قبل تا بعد از انقلاب ؛ این امر پر واضح است که همسانی تولیدات هنر و فرهنگ با شریعت اسلام و موازین دینی و اعتقادی مردم و تغییر سلیقه ی مخاطب با تولیداتی سالم و پر محتوا از تلاشهای روز افزون همین عزیزان بود.

اما یک اما..!

اما در این میان گاه سولاتی در اذهان مطرح و همواره بی پاسخ باقی میماند و چراهای بزرگی که تا بدین لحظه پاسخی منطقی و قانع کننده برای آنها از مراجع مسوول دریافت نکردیم؟؟؟

بگذریم که مجال کنکاش در این گونه مسایل در حیطه ی فعالیتهای ما نیست اما چگونه بعضی از دکانهای اینترنتی به خود اجازه میدهند که هر کاری را که دوست دارند انجام دهند و چنین افتضاح فرهنگی را به بار آورند بدون اینکه کسی جلودار این گستاخی آنها و تو دهنی زدن به تمامی کسانی که برای ارتقا هنر تلاش میکنند باشد؛ آیا بهتر نبود پیشتر ها برای ارتقا امنیت اجتماعی ازادامه ی فعالیت این اراذل و اوباش و سارقان و متعرضان به حریم خصوصی و شخصی هنر و هنرمندان جلوگیری میکریم؟

کاش کمی تامل کنیم و با پرهیز از سختگیریهای گاه نا به جا ؛ راه را برای رشد و ترقی فرهنگ و هنر جامعه هموار تر کنیم تا به جای دوری کاربلد ها از گود هنر؛ آنها را بیشتر با مردمی که عاشقانه آنها را دوست دارن آشتی دهیم.

آری ! این خود فقر فرهنگی است، اینجا آگاهانه هنر دار می زنند ، هنر می فروشند ، هنر می کشند، هنر می سوزانند. این واقعه ی تاسف بر انگیز کمر ما را در کنار مسئولان فیلم سنتوری و جامعه ی هنری ایران و خصوصا محسن چاووشی خم کرده . از تمامی عزیزان و هوادارانی که محسن چاووشی را دوست دارند تقضا داریم تا در کنار محسن چاووشی این کار ناپسند اخلاقی را محکوم کنند و با در انزوا قرار دادن این سارقان آن ها را به خدائی وا گذار کنند که خود آگاه در همه ی امور است.



http://mohsenchavoshi.ws

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 23:13  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه شعر از یه نفر !!!!!!


اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رفت از كنارم  از درد دوريش من بي قرارم


خيال مي كردم پيشم مي مونه ترانه عشق واسم مي خونه
خيال مي كردم يه هم زبونه   نمي دونستم تا مهربونه

با اين كه رفته  اما هنوزم از داغ دوريش دارم مي سوزم
فكر وخيالش همش با هامه هر جا كه ميرم جلو چشامه

دلم مي خواد تا دوم بيارم رو درد دوريش مرحم بزارم
اما نمي شه راهي ندارم نميتونم من طاقت بيارم


اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رف

 

 

این شعر به سفارش یکی از دوستان بود    با تشکر از

 دوست خوبم

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 8:39  توسط برهان الدين ربانی  | 

افتتاح سایت نشایه موفقیت محسن است

بچه سلام خوبین

سایت محسن افتتاح شد

تبریک میگم

ما که منتظر آلبوم جدیدیم

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 18:16  توسط برهان الدين ربانی  | 

شعری بسیار زیبا از دوست خوبم (www.shmah.blogfa.com)

اينو من واسه تو گفتم ..ميدونم مياي  ميخوني:

 

حرف من"

ميخوام برات قصه بگم،قصه ي آشنا شدن

علشق شدن ،سكوت و غم قصه  ي مبتلا شدن....

ميخوام برات قصه بگم،بگم از روزا و شبا

خون به دل ما ميكنن اون آدماي پر جفا...

گريه ي خون و درد و غم سكوت بين عقل و دل

نداره حرفي عاشقا...عقلم شده بي آبو گل...

قصه ي آشنا شدن،قصه ي آرزو شدن...

يادم اومد غريبه اي ...تنها شدن تنها شدن..

شب شد و من توي سكوت نگاه گرمت رو ديدم

ميون تاريكي شب گريه ي چشماتو ديدم...

اما تو اي رفيق خوب ،نديدي گريه هاي من

اون روز و اون شب نديدي گريه ي بي صداي من

اون كسي كه خوند تو چشات درداتو فهميد با نگاه

اون كسي كه دوست ميداشت،مواظبن بود با دعا

اون من بودم عزيزكم اما تو نشناختي منو ...

دعا ميكردم واسه تو وعاي اون مسافر رو

سفر به خير مسافرم دعاي من همراهته

نگاه من به آسمون دعاي من به راهته

يادت باشه حرفاي من،اون شب كه گفتم نازنين

كاشكي بدوني تو يه روز منظور من چي بود ...همين

نميتونم چيز بگم وقتي پر از گلايه اي

منم پر از گلايمو نمونده حرف ساده اي

تنها سكوت بين ما، حرفي نموند اي همزبون

گلايه هات زياد شده از دست من نامهربون...

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 17:19  توسط برهان الدين ربانی  | 

شعری بسیار زیبا از دوست خوبم (www.shmah.blogfa.com)

از خودم بود...

صدات مثل بهاره دلم آروم نداره

بازم برات میخونم از ابر پاره پاره

دلم هواتو داره یه دم آروم نداره

خودت میدونی چقدر دوست دارم ستاره

دنیامو آتیش نزن از دوری حرفی نزن

نگو تنها میزاری میگذری از عشق من

 ماسفانه این دوست ما رو فراموش کردند..................

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 17:3  توسط برهان الدين ربانی  | 

آلبوم متاسفم برات !!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 12:58  توسط برهان الدين ربانی  | 

نوشته ای زیبا از وبلاگ www.chavoshist.blogfa.com

فید بازی یا همان بایتهای سنگ صبور 
 
 
اين زمستون لعنتي داره اساطيري مي شه ،اعتراف ميکنم در طول حيات دو دهه اي خود زمستاني را بخاطر ندارم که کوچه يک هفته زير چند اينج برف و يخ باشه!
الان ساعت 5 صبحه و من دارم جديدترين ورژن nod32 رو با سرعتي در حد فحش دانلود ميکنم و فيدهاي گوگل ريدرم رو ميخونم چند روزي است به جماعت فيد باز پيوستم بايد بگم که بشدت اعتيادآوره  و اينکه ناگهان آدم با کوهي از مطلب روبرو مي شه که همشون جالب و خوندني هستن .يکهو مي بيني که يک ساعته داري توی گوگل ریدر فيد مي خوني و اين در حاليه که کلي کار ديگه تو نت داشتي مثلا اينکه وبلاگ لعنتيت رو آپ کني عکس زير رو هم توي همين به اشتراک گذاری فيد ها گير آوردم کاش اين عکس رو موقعيکه مطلب "هدفون خیس " رو نوشتم، داشتم ،به درد اون ميخورد حيف ):


"از گوشامون داره خون مياد
بايت بايت سنگ صبورمون پوسيد
يکي گفته بود هر اتفاقي که بيفتد سنگ صبور را که داريم
بدترين اتفاقات ممکن افتاد و حالا...
لعنت ...."
 
به نظر من این وبلاگ(چاوشیست) بهترین وبلاگ هوادارنه شکی نیست !!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 17:11  توسط برهان الدين ربانی  | 

صدای من با چاوشی (آهنگ خیانت)

حتما نظر بده باشه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

لینک دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 13:56  توسط برهان الدين ربانی  | 

نوشته ای در مورد خواننده ای که منم دوستش دارم ولی محسن چیز دیگست!

سلام به شما دوستداران هنر .... امیدوارم حالتون خوب باشه  !
همین الان دارم به صدای این خواننده گوش میدم ......میگه:"سپیده دم ...نم نم بارون........"
واقعا نمیتونم در مورد این خواننده اظهارنظر کنم
ولی فقط برای عده ای از دوستان میخوام سعی کنم یه جورایی چند تا جمله سر هم کنم :
نکنه الان که دارم این آهنگاشو گوش میدم عاشقش بشم واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای نه !
فرزاد فرزین صدایی قشنگ و شیوا.....

بقیه در ادامه ی مطلب !..............!!!................!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 11:46  توسط برهان الدين ربانی  | 

ریمیکس زیبای آهنگ کم تحمل همراه با سالار

 

من که میگم بدون مشورت و فکر کردن دانلودش کنین حالشو ببرین

اگه نظر ندادی بترکی !

دانلود  با کیقیت  mp3

دانلود با کیفیت ogg

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 11:40  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه عکس خوشگل

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 13:34  توسط برهان الدين ربانی  | 

ریمیکس نسخه _2_ وبسیار زیبا از آهنگ بسیار زیبای نفس بریده( محسن چاوشی و فرزاد فرزین )

 لینک تصحیح شد!

 

سلام دوستان از فکر کنم محسن تصمیم داره یه البوم دیگه به بازار عرضه کنه   از خیر مجوز یه شاخه

نیلفر هم گذشته ......(اینو دیجی صفا بهم گفت!)

 

خوب بگذریم از حواشی بریم سر اصل مطلب .............

ریمیکس بسیار زیبا تر  که دوست خوبم دیجی صفا برام فرستاده بود رو براتون میگذارم امیدوارم خوشتون بیاد که میاد!

 

                  سلام دوستان این لینک هم درست شد با تشکر از کسی که دانلود کرده !

                                                 البته اگه نظر میداد بد نبود!                                                       

 

ریمیکس توسط دیجی صفا     ~~~~~~~>دانلود  کیفیت ogg      حجم: 1.87 MB اگه خواستین بگین!

ریمیکس توسط دیجی صفا     ~~~~~~~>دانلود  کیفیت mp3     حجم: 632 KB

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 17:46  توسط برهان الدين ربانی  | 

ریمیکس جدید وبسیار زیبا از آهنگ بسیار زیبای نفس بریده( محسن چاوشی و فرزاد فرزین )

 

سلام دوستان در مورد آهنگی که تازگیا به اسم جوونی براتون گذاشته بودم فقط میتونم بگم این آهنگ با کیفیت بالاتری نسبت به بلیه همین !

منم شک دارم البته آخه هیچ فرقی با قبلی نداره  فقط تنها فرقش اینه که چند دقیقه اضافه شده که اونم هیچ صدایی نیست!

به هر حال من فقط به امید ........ .(هیچی! )

 

خوب بگذریم از حواشی بریم سر اصل مطلب .............

یکی از ریمیکسهای که دوست خوبم دیجی صفا برام فرستاده بود رو براتون میگذارم امیدوارم خوشتون بیاد که میاد!

                                                   توصیه میکنم دریافت کنید....

ریمیکس توسط دیجی صفا     ~~~~~~~>دانلود  کیفیت ogg      حجم: 1.81 MB (اگه خواستین با این کیفیت میذارم)

ریمیکس توسط دیجی صفا     ~~~~~~~>دانلود  کیفیت mp3     حجم: 616 KB

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 23:2  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه عکس حرفه ای

سلام دوستان    به زودی دو تا از ریمیکسهای باحال دیجی صفا رو براتون میزارم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 23:17  توسط برهان الدين ربانی  | 

پخش آهنگ جوونی از سایت bo2pmc.com

آهنگ فوق العاده زیبای محسن چاوشی به نام جوونی Mp3 + Ogg

توضیح : این آهنگ با کیفیت اورجینال است



Mp3

جوونی

Ogg

جوونی

+ نوشته شده در  شنبه 17 آذر1386ساعت 16:55  توسط برهان الدين ربانی  | 

و اما کلیپ خیانت

باز هم حاصل دسترنج چند ماهه دوستان خوبم
از طرف خودم و هواداران از تک تک این عزیزان تشکر ویژه ای دارم و خسته نباشید میگم.
این کلیپ هم مثل کلیپ قبلی (نفس بریده) هیچ گونه ارتباط مستقیمی با محسن نداشته و محسن عزیز در تولید و پخش این کلیپ هیچ نقشی نداشتند.

مدت زیادیست که هواداران در انتظار پخش این کلیپ بودند پس سرتون رو درد نمیاریم و بعد از معرفی عوامل ازتون دعوت میکنیم این کلیپ فوق العاده زیبا رو در ادامه متن دانلود کنید.

کارگردان : حامد قانعی - فیلمبردار : سعید قانعی - بازیگر : جواد تقی زاده - مدیر صحنه و نور : منصور کارگردان - گرافیست : علیرضا نیک مهر
با تشکر ویژه : از سر کار خانم ترانه مکرم بخاطر همراهی در فیلمنامه
مجید فلاح - محمد غلامعلی پور - علی حسنپور - حمید علیزاده - محمدرضا امیدوار - خانواده های محترم امیدوار و علیزاده و همچنین مدیریت محترم گروه نرم افزاری اندیشه نوین و شرکت فناوری ویرا رایانه

دانلود کلیپ در ادامه متن

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 16:14  توسط برهان الدين ربانی  | 

خبر خبر!

سلام

خبر جدید اینکه قراره به زودی کلیپ تصویری خیانت ا ز   محسن توسط سایت رسمی محسن

www.mchavoshi.ir      پخش بشه همین!

البته من خودم دارم ولی به سفارش مدیر این سایت نمیذارم اینجا.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 23:18  توسط برهان الدين ربانی  | 

..................................

In maghale az neveshtehaye dooste khobam "lvl3oy" mibashad

 

Az khab paridam goosham varam karde bood hame chiz az man gele dasht hatta mohsen ham dige dasht asabani mishod bolangoom az bas ahange zakhm ro be goosham miresoond khaste shode bood dasht be goosham migoft "base dige khaste shodam  be khoda"   goosham bi tafavot dasht be mohsen goosh midad dobare khabam bord dashtam sadaye mohsen ro mishnidam

Dobare bidar shodam naye boland shodan nadashtam !...  bazam mikhastam bekhabam vali zakhmi ajib too goosham gonche karde bood

Jedi migam ye zakhmi ke baraye manam mobham bood  …..!!!

Kash mishod biayo be man del bebandi……Pari joonam toro migam

Albatte Mohsen ro nemidoonam be ki dare ino mige vali

Tanha boodan ye caboose shooome azizam…..

Barnameye jetAudio kam kam dasht asabani mishod

Yahoo delam khast Bolandgoo ro khamoosh konam vali goosham nemizasht

Behesh goftam ache gooshe hesabi mikhay zakhmet az in ham badtar beshe ???

Vali on ba in harfa ghanea nemishe

Khodamam dashtam ahange zakhm shode bood baram nafas

Sedash chenan ziba bood ke dashtam az hoshyari kharej mishodam

Negini ro ke ba angoshtare babam bood didam yade to oftadam

Man ba zakhme zaboonat rafigham ino mohsen mige

Man migam man ba in ahange zakhm rafigham ba ahangaye jaded marham bezar roo zakhme goosham

Kash mishod biayo ba sedat mano khoshhal koni vali bache ha khodetoon midoonin ke har ahange Mohsen ye arameshe khassi mide

Albatte be shomahayi ke sedasho shenidin migam …!

Avalin  ahange Mohsen ro ke shenide boodam ro yadam miad "nefrin"….

Vaghean ye chize dige bood albatte man Mohsen ro nemishnakhta     Kabiri nami bood bar rooye in cd ………..!!!!!!!!

Har rooz miraftam video clup ha miporsidam kabiri darin vali nadashtan

 

Be khodam goftam nakone in kabiri nabashe vali booooooooood!

Too internet search mikardam bale ahanghaye albume mohsen bood

Ona ro downlodad kardam shayad ba keyfiate behtari bashe ya ye joore dige bashe

Be har hal man ono ba name kabiri mishnakhtam

Be doostam migoftam kabiri behtarin khanandast dorost ham migoftam valiiiiiii….!

Begzarim az bahsaye cherto pert

Kholase Mohsen baram shod ye fereshte ye kei ke toones mano ba pari mo tala mortabet kone shayad onam ye pari bood !

Mohsen jan man goosham ra khaneye sedat kardam to ham marham bezar roo zakhme  goosham  ba sedat !

Mer30 az doostani ke nazarateshoon ro be ma migan ….!

Age moshkeli aghidei pishnahadi bood hatman ba dooste azizemoon dar meyoon bezarin   lvl3oy@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 18:24  توسط برهان الدين ربانی  | 

Mikham inja ba to basham zire baroona dobare ......!

                 

Mesle hamishe ba tamame vojood be fekresh boodam dive ba shekel pari ke mikhast

 mano be kame marg bekeshoone ro mikhastam bebinam akhe midonin chie manam hanooz doos dashtam ba on basham har chand on ye dive !

Albatte bache ha midoonin chie man fek mikonam oni ke mano dadashi seda mizane div nabashe  shak daram !

Shabi tariki bood man setare ha faghat peyda boodan sadye khoroos bood o sag sage hey pars mikard khoroose ham hey azoon migoft manam too otaghe tarikam dashtam be in dive bi shakho domi ke too khialam sakhte boodam fek mikardam divi ke harvaght az khab bidar misham az om ye name miyad ke mige delam barat tang shode

Manam delam barash ye zare shode valiiiiii nemitoonam ….. !

Faghat tanha rahi ke moonde parse zadan too khialate poochiye ke kheili doost daram hamishe toosh boodam …..

Ahay raeese khoshgela …… Abroo kamoon gisoo tala

Sheytoonake namehraboon….Gishoo tala abroo kamoon

 

Har saato daghighe o har lahze daram in ahango goosh midam

Hamishe sedaye naze in khanande ro ba tamoome ahsasatam goosh midam shayad pari mo tala ro too khabam bebinam …..

Be ghole behtarin khanandei ke tahal ahangasho shenidam ye hasrate khisi daram

Alan ham fasle sarma shoroo shode daram az dared doorie pari mimiram

Nemidoonam chera in pari be khabam nemiad mage paria nemitoonam harja deleshoon mikhad beram

Pas chera nemiad?

Dige hatta Mohsen nemitoone ba sedaye nazesh mano moaleje kone hatta ashkam dare tamoom mishe

Akhe pari to che parie hasti ke nemiitooni biay too khabam

Bache shoma ye chizi begin akhe chera nemiad??!!

To vo fasele ba ham yeki shodim mano paham beresidan na omid

Kash mishod miresidamta bedoonam to fasele ba ham chia migid

Man be to nemiresam ey hameye khoobie man !

Akhe to ye pari hasti man ye adam kash mishod man az jense pari boodam !

Mesle shoma khoshgel boodam mesle shoma harf mzadam mesle shoma rah miraftam

Vali bazam khoda ro shokr !

Akhe toi ke alan khabidi begoo in parie man kojas man mikham bebinamesh

Toro khoda begoo parie man kojas ?

Kash mishod on ham telephon dasht hadde aghal   ya sedash too goosham bood vali afsoos nemitooone !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 16:10  توسط برهان الدين ربانی  | 

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟!

 

بچه ها من میترسم پری قصه های من به یه غول بی شاخ ودم تبدیل شده !

کمک ! کمک !         النجده! النجده!   Help! Help!

تو خیالم قدم میزدم  همون پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....

  پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

پری خودم رو دیدم از خوشحالی داشتم ناخنامو می جویدم...

نگاهمو مامور کردم بره باهاش حرف بزنه !     یهو نگاهمو هل داد طرفم !

آخ چه دردی داشت طفلی !

نگاهمو از خودش رونده بود ناخدآگاه اشکام مشغول سرسره بازی شدند !

خواستم نگاش کنم ولی اشکام جلو دیدم رو گرفته بودن!

به پری گفتم میشه بگی چرا؟

حرفی نمیزد !

بهش التماس کردم   هیچی نمیگفت اونقد شوکه شده بودم که یهو از آشپزخونه رفتم ببخشید حال !

وای ک هچه چیزایی میدیدم تو بی حالیم ....  

خلاصه بگم داشتم از بیحالی میمردم

به هوش که اومدم  بازم اونو ندیدم داشتم از گریه میترکیدم

اشکی نمونه رو چشمام حرفی نمونده بود تو لبهام دیگه داشت همه چی تموم میشد...

یه بار مردم دوباره زنده شدم....!

فکر میکردم اون پری یه دیو بود

همه چیز تموم شده بود همش فک میکردم یه کابوسه ولی هرچی خودمو میزدم بیدار نمیشدم !

بهش گفتم تو پری مو طلا رو ندیدی ؟

گفت خودمم !

به حرف اومده بود ولی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 1:7  توسط برهان الدين ربانی  | 

تا ابد........

در مورد این عکس خود پری میدونه فقط !

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

میخواستم بخوابم یعنی دوست داشتم بخوابم !

خوابم دوست نداشت بیاد

نمیدونم چرا ولی فکرم داشت خیلی کار میکرد

فکرم داشت نگینی رو تجزیه میکرد

فک کنم داشت با کمک آقای چکش اونو می شکست

منم میخواستم خوابم بیاد بهم لالایی بگه ولی افسوس که نمیخواست باهام باشه

دوست داشتم اون پری خوشگل رو هر چه زود تر میدیدم ولی خوابم نمیگذاشت

داشتم با زور خوابمو میکشوندم طرف رختخوابم ولی اون نمیخواست

منم ناچار بودم میخواستم اونی که همیشه بهم میگه داداشی رو از نزدیک ببینم.. !

به یاد یکی از آهنگهای استاد افتادم که میگفت "باز امشب هم بی خوابم ".....البته ربطی نداره

ولی ..... !

خوب بگذریم.....                

 به خودم نگاهی انداختم خودمو دیدم که مثل یه درویش افتاده یه گوشه داره میمیره

داد زدم : خودم !  چرا داری میمیری

بهم گفت ببخشیدا برای پری دارم میمیرم !

ازش پرسیدم : پری مو طلا رو میگی ؟

هیچ صدایی تو گوشم نرفت که نرفت....

بهش نزدیک شدم تو چشماش یه چیزی دیدم که واقعا نمیدونم چه جوری بود فقط به چشماش  نگاه میکردم

منم داشتم می افتادم

یهو خوابم امد کنارم نشست و یه لالایی گفت یهو خوابم گرفت !

 

 

من اون پری خوشگل رو ندیدم.....

آخه میدونین چیه؟ اصلا من اونو ندیدم نه صداشو شنیدم فقط میدونم داره هی بهم میگه داداشی ...داداشی

منم هی بهشم میگم آبجی جونم آبجی جونم !

به هر حال آبجی من یه پری خوشگله یه پری با موهای طلایی   همین  !

همیشه از خواب میپریدم

زور میزدم آبجی جونم بیاد به خوابم ولی نمیدونم چرا وقتی خوابم دوباره میومد بهم لالایی میگفت دیگه هیچی رو نمیدیدم .....دوست داشتم پری خودمو ببینم ....!

 

الانم که دارم اینو مینویسم دارم به یه نگین خوشگل فکر میکنم   !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 23:6  توسط برهان الدين ربانی  | 

!!!!!!!!!!!!!!!

سلام دوستان....

خبرهای جدیدی از فعالیتهای محسن به گوش میرسه...مثل اینکه این طلسم مجوز رو دیگه واقعا حوزه

هنری میخواد بشکونه....(حالا کی میخواد بشکونه معلوم نیست)محسن چاوشی چندین قطعه ی جدید

کار کرده که این قطعات در مرحله ی میکس و مسترینگ هست و قرار شده که هر وقت کاراش تموم شد

تحویل حوزه هنری داده بشه(ما هم امیدواریم همینگونه باشه) ضمنا اشعار این قطعات از شاعران بزرگ

ایران زمین هست(نظیر حافظ..سعدی...مولانا و...)که صحت این اخبار رو بیشتر ثابت میکنه! اما زمان

پخش این آثار هم مثل همیشه نا معلوم اعلام شده..یک صدایی هم از محسن گذاشته شده از سایت

mcfans که گفتن صدای زنده و بی افکت محسن چاوشیست در حالی که کاملا افکت رو میشه در این

صدا به وضوح حس کرد  به هر حال فقط یه حدسه و به نظر من هم محسن نیست! که باز هم پخشش

درست نبود از جانب این سایت!به هر حال امیدواریم که قدرت حوزه ی هنری به ارشاد بچربه و محسن

چاوشی مجوز بگیره......!باز هم میگم زمان انتشار معلوم نیست اما اونچیزی که معلومه اینه که وزارت

ارشاد به نظر نمیرسه به محسن حالا حالا ها مجوز بده مگر اینکه بخواد جلوی حوزه هنری رو بگیره و به

محسن مجوز بده در غیر اینصورت تنها فرشته ی نجات محسن حوزه هنریه! منتظر اخبار جدید تر از همین

سایت باشید.....

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 0:3  توسط برهان الدين ربانی  | 

مطالب قدیمی‌تر