تبليغاتX
چاوشي در قشم و كوويي

چاوشي در قشم و كوويي

كووئي منطقه اي بسيار زيبا

م. چ. سنتوری از بهترین وبلاگ محسن چاوشیست

علی : دوره دوره ی الافی و بیکاری ما بود ...مجوز کاست بهمون نمی دادن یا دیر می دادن و کارای من لو می رفت از کنسرت و مجالس خصوصی هم بخاطر بگیر بگیرا خبری نبود.... ولی من افتاده بودم به خرکاری ،از لج همه شب تاصبح ، صبح تا شب آهنگ می ساختم و شعر می گفتم و تنظیم می کردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:23  توسط برهان الدين ربانی  | 

علی سنتوری به نقل از www.sinnersland.blogfa.com

این شگفت انگیزترین خبری بود که از آفی که تو آیدم گذاشته شده بود خوندم،خبری که من و خیلی کسای دیگه هم باورمون نمیشد به همین زودی بشنویم:

۱۲:۳۰ شب بود اگه اشتباه نکنم اون هم دیروز نبش کوچه ای بن بست مردی ریزنقش بساط پهن کرده بود.

-بودو...بدودو...از دست ندیها...

از دور چهرش به خوبی معلوم نبود،چهرهش تو تاریکی شب گمشده بود.جلو رفتم...

-بودو...بدودو...از دست ندیها...سنتوری...سنتوری...فیلمی که تاحالا از هیچ جا بیرون نیومده...

گفتم:

-راس راسی سنتوریه؟

-آره داداش

-مگه میشه؟

-چرا نشه؟

ـآخه این فیلم...

-ای بابا میخوای یا نه؟؟؟

چند نفری کنار من جمع شده بودن،یکیشون مثل من متعجب و بقییشون هم بی خبر از حواشی و...این فیلم.

با اینکه مطمئن بودم این دی وی دی نمیتونه فیلم علی سنتوریه داریوش مهرجویی باشه ولی خریدمش دیگه ۲۵۰۰ تومن که اندازه قیمت یه لوپ لوپ هم نیست!!!((ببخشید اصلا یادم نبود تو وبلاگ نباید تبلیغ کرد.البته یکی هم نیست بیاد بگه که بنده خدا آخه مگه وب تو چه قدر بازدید داره که اومدی میگی...خنده داره،نه؟؟؟))

فیلم رو خریدم،اون هم بی درنگ.وقتی به خونه رسیدم بازهم بی درنگ دی وی دی رو تو کامپیوتر گذاشتم...

.

.

.

.

به نام خدا

.

.

سنتوری

.

.

فیلمی از داریوش مهرجویی...

باورم نمیشد...وای خدا این خوده خوده خوده سنتوریه؟؟؟

یادم نمیره چنان فریادی زدم که فردا وقتی همسایه بالاییمون منو تو راهرو دید گفت:

-راستی شما فیلم سنتوری رو دارین؟؟؟!!!

اون شب نشستم و فیلم رو دیدم،انگار شخصیت علی سنتوری رو تو خودم احساس می کردم.

فیلم از جایی آغاز میشه که بهرام رادان بازیگر نقش علی سنتوری داره از ایستگاه مترو بیرون میاد در حقیقت این سکانس آخر فیلمه که در اول فیلم اون رو مشاهده میکنیم در این صحنه علی پس از ترک اعتیاد از بیمارستان یا...یا...راستش نمیدونم به اینجاها که ترک میدن چی میگن...قبلن نوک زبونم بودا...بگذریم،تو این سکانس تمام صحنه های فیلم به صورت خاطره از زبون علی نقش اول فیلم شرح داده میشه.البته شروع فیلم با آهنگ زخم زبون محسن عزیزم یه حال و هوای دیگه ای میگیره...

روند سکانس های این فیلم به این صورته که در آغاز، فیلم از سکانس آخر شروع میشه که واسه بیننده این سکانس نامفهومه تا وقتی که فیلم رو تا به آخر ببینه.بعد از سکانس اول فیلم، شاهد ناکامیهای علی به علت اعتیادش در کنسرت های اواخر اون هستیم.سپس به روزهای خوب و عاشقانه ای بر می گردیم که علی با هانیه نقش عجیب و زیر سوال این فیلم داره.این نقش رو همین طوری که میدونید گلشیفته فراهانی ایفا کرده که به نظر من عامل بسیاری از ناکامی های علی در این فیلم این شخصیت  بوده که به عنوان یه همدم میتونسته مرهمی روی زخمهای عمیق علی باشه...پعد از این سکانس ها به سکانس حساس فیلم میرسیم که به قول علی همه ی داستان از اون شب شروع میشه.در این سکانس علی و هانیه به پارتی نه...پارتی اشتباست مهمونی درسته،داشتم میگفتم به یه مهمونی میرن که توی اون مهمونی، هانیه به علت یکسری اشتباهات علی با پسری آشنا میشه که الان درست اسمش رو یادم نیست ولی نوازنده ویلونه و از طریق دوست صمیمی هانیه با هم آشنا میشن و چون هانیه هم در نواختن پیانو مهارت خوبی داشته به گروه اونا میپیونده تا جایی که رفت و آمد اونها در روز به علت تمرین ساز با هم خیلی زیاد میشه.البته نباید فراموش کنیم که عامل پیوستن هانیه به اونا بر طرف کردن نیاز مالی زندگی کوچک و مستاجری علی و هانیه بوده که علی به علت اعتیاد دیگه نمیتونسته به اجرا تو مراسم ها و عروسیها بپردازه و خرجی خونه رو در بیاره یا اگرم به اجرا میره تمام پولی که بدست میاره رو صرف اعتیاد خودش میکنه.

رفتن هانیه به تمرین با گروه برای کنسرت ها و تنها موندن علی یکی از عوامل روی آوردن اون به تزریق های بیشتر در روزهایی است که در کما برایش میگذرد، روز های پایانی زندگی علی و هانیه.

در اواسط فیلم باز به عقب بر میگردیم، لحظه ی آشنایی و طور آشنایی علی و هانیه و بعد از این سکانس به سکانسی میرسیم که دیگه برای همیشه هانیه علی رو ترک میکنه و علی هم به غیر از مشکلاتی که داشت به درد جدایی از هانیه،بی پولی و...دچار میشه.بعد از این همه شکست و ناکامی اون به اجبار به خانواده ثروتمند و بسیار مذهبی خودش مراجعه میکنه، خانواده ای که سالها  پیش به علت حروم دونستن نواختن سنتور اون رو مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه سنتور یا موندن تو خونه مجبور کرده بود.

اعضای خانواده علی از جمله پدر اون دست یاری رو به سمت اون دراز میکنن ولی علی دست پدرش رو پس میزنه با اعتقادی که به خودش و غرور جوونی که هنوز داره.((اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش))

با بیرون ریختن اسباب و اثاثیه بسیار کمی که علی داشت به علت خراب کردن خونه توسط صابخونه،علی مجبور به پناه بردن به یکی از پارکهای دور افتاده شهر میشه که اونجا مکان افراد معتاد، فقیر و...بوده.با این وضع اون تمام دار و ندارش رو از دست میده.به نظر من زیباترین صحنه این فیلم در همین پارکه که بیننده رو به شدت تحت تاثیر قرار میده،صحنه ای که علی سنتورش را با ناخن هاش میزنه و چند معتاد دیگر نیز که با سوسیس هایی که علی سرخ میکنه و اونها رو از سیری در میاره سیر شدن و از خوشحالی میرقصن در حالی که علی محزونتر،تنهاتر و...از همیشه هست،نا گفته نمونه که تو این صحنه آهنگ رفیق خوب یا سنگ صبور محسن باعث شد گونه های من خیس بشه ببین گونه های توهم خیس میشن یا نه؟؟؟

این فیلم یک قسمت گنگ و نامفهوم داره اون هم رفتن هانیه به کاناداست با اینکه رفتن اون به کانادا با گروه برای کنسرت قطعی شده بود ولی ما شاهد حضور هانیه در کنسرت علی که بعد از ترک اعتیادش صورت میگیره هستیم.عقیده شخصی من اینکه هانیه به کانادا سفر کرده و در اون زمان مثل همیشه که علی تو همه کنسرتاش حضور هانیه رو احساس میکرده اینبارهم براش یه خیال بوده...البته هر بیننده میتونه نظر شخصی خودشو راجع به این قسمت داشته باشه و اینهم نظر شخصی منه که باهاش میخوام فیلم رو یه جوری به زندگی خودم هم نسبت بدم.

ادامه فیلم رو براتون تعریف نمیکنم تا حتما برید همه ی فیلم رو خودتون ببینید.

 

رفیق من سنگ صبور غمهام

My only friend the "lover's dtone of patience"

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

Help me embrace my loneliness

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

No one sees my sea of angony nor

چه دنیای رو به زوالی دارم

How my world is crashing around me

مجنونم و دلزده از لیلی ها

Majnoun am I, bereft of all leilis

خیلی دلم شکسته از خیلی ها

Foced into suffering much from so many

نمونده از جوونیام نشونی

Yoyth is lost to this raging heart

پیر شدم پیر تو ای جوونی

Age falls on me in her destructive might

تنهای بی سنگ صبور

Lonely, with out the"lover's stone of patience"

خونه سرد و سوت و کور

Heartless home, cold and blessed  by gloom

توی شبات ستاره نیست

No star rises to adorn my night

موندی و راه چاره نیست

No hope,  no solution in sight

اگر چه هیچکس نیومد

No friendly face to greet me

سری به تنهاییت نزد

No gracious  companion to fill my lonely  doom

اما تو کوه درد باش

You be the rook of pain

طاقت بیارو مرد باش

Bear it and become a Man

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 9:0  توسط برهان الدين ربانی  | 

تنها بودن یه کابوس شومه......!

تنها بودن یه کابوس شومه......!

 

سلام به گل های باغچه غشق.......سلام به نیلوفرهای آبی.......وسلام به کسی که سیزده بوده

واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم دیگه برام خیلی مهم نیست صدای کیه ........

فقط مهه که تو دستان چروکیدمه.......

اون اولا که تو یکی از سایتا رفته بودم دیدم نوشته دانلود فیلم .....

ولی ........    خوب با این سرت بالا مگه میشه دانلود کرد !!!؟
به هر حال  برای اینکه شاید منو از خماری در بیاره با اندک تمحملی که داشتم

روی لینک آهنگهای....   رو زدم.......متاسفانه با فیلتر روبرو شدم

با دستان خشمناکم فیلتر رو زدم کنار !!!

برای دانلود 15 مگا بایت   3 ساعت نشستم ......

همش دستم به دامنش بود .... همش ازش خواهش میکردم تورو خدا یکم کمکم کن

همش بهش میگفتم یه کاری کنه این دانلود بشه !    آخه منم مثل بهرام خمار بودم پول درست و حسابی هم نداشتم

ولی اون پول نمیخواست  اون فقط میخواست یکم امید داشته باشم   .......

اون خیلی خوبه بدون اینکه یه ذره ازم چیزی بگیره این همه چیز بهم داد

ولی من خودخواه حتی یه تشکر خشک وخالی ازش نکردم

حالا میگم خدایا دوستت دارم  واقعا خیلی ممنون

 

خوب کجا بودیم ؟؟؟؟.....آها.............خلاصه مارو از خکاری کشید بیرون 4 روز فقط به آهنگهاش گوش میدادم

واقعا صدایی باور نکردنی داشت

البته چون میشناختم خواننده رو میگم چون تصویر از بهرام نبود

تو شبی سرد و تاریک پیاده رفتم قدم زنی واااااااای که چه حالی بود.........

دیدم یه ویدئو کلوپ هنوز تعطیل نشده البته ویدئو کلوپش مجوز نداشت فکر کنم قراره تخته بشه

ولی نمیدونم جرمش چیه؟!

شاید برای این بود که به شماره حساب 7234947423980423534553پول واریز نکرده بود نمیدونم

خلاصه اینجاش مهمه.........وااااااااااااااااااااای روی جلد یکی از سی  دی ها نوشته بو سنتوری .!

واقعا نمیتونستم تصور کنم.....

بدون هیچ حرفی برش داشتم انداختم تو جیبم

با یه نگاه معنا دار به سوی خونه دویدم

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

این دیگه چیه  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چیز دیگست اصلا !!!!

با سلام خدمت دوستان فقط میخوام بگم فیلم سنتوری رو باید 10873379000بار نگاه کرد شاید هم بیشتر

واااااااااااای داره باز گریه ام میگیره...........بیخیال !

فقط یه چیز ......سنتوری واقعا یه فیلم فراتر از یه فیلمه

نه اینکه به خاطر خوانندش .....نه به خاطر مجوز نداشتنش .......به خاطر داستانی که داشت  به خاطر صدای نازی که میشنیدم بسیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار عااااااااااااااااالی بود

الان برم بگیرم کفه مرگمو بزارم بعدا باز برم ببینم ..........

اگه ممکنه نظرتون رو راجع به این پس بگین !

با تشکر برهان الدین ربانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 23:55  توسط برهان الدين ربانی  | 

پایان تلخ علی سنتوری (به گفته یwww.mc-song.com)

سرانجام سنتوری «لو» رفت و به بیانی سزاوارتر حرام شد.اثر ماندنی و محکمی که می توانست با اندکی عنایت و مهروزی بیشتر مسئولین مجوز نهایی اکران را گرفته، تکانی اساسی به سینماهای ایران داده وپاسخگوی طبع ارضا نشده،متوقع و منتظر بسیاری از هنر دوستان و هموطنان عزیزمان باشد.مسلما در این صورت، هم شاهد حراج این گنجینه ی فرهنگی و هنری تمام عیار در سایت ها،وبلاگ ها و جداول خیابانی نبودیم و هم سرنوشتی بهتر در انتظار این شاهکار و خالق این اثر به یاد ماندنی بود.به هر صورت شد آنچه که نباید می شد و این موضوع جای بسی تاسف و تاثر دارد.اما همزمان با پخش این فیلم، ترانه های خوانده شده در آن توسط محسن چاوشی نیز به سوژه ی اول سایت ها و وبلاگ های موسیقی تبدیل شده که توضیح در این باره ضروریست.

شرح مطلب در ادامه متن



باید گفت که خود محسن هیچگونه نقشی در پخش این کارها (آهنگ ها) ندارد و خوشبختانه تمامی این آهنگها از روی خود فیلم برداشته شده اند که این موضوع گواهی قاطع بر این مدعاست.تنها با یک بار شنیدن، پی بردن به این موضوع کار ساده ایست و دیگر جایی برای بحث در باب نسبت دادن این مسائل به محسن باقی نمی ماند.

و اما عرض آخر!چه نیک است که همه ی مسئولین عزیز و دلسوز فرهنگیمان با تجدید نگرشی اساسی و ارائه معیارهایی متعارف و اصولی تر از «مجوز» و «مجاز» به پیشرفت و ارتقای هنر این مرز و بوم یاری مضاعف رسانند و راه را برای بروز مشکلاتی اینچنینی بسته و دین سنگین خود را به هنر و هنرمند ایرانی بیش از پیش ادا کنند.

در صورت ادامه روند اینچنینی نباید انتظار چشم انداز جالبی از هنر در سالهای آتی داشته باشیم.

تراژدی مضحکیست:

لاشخوران اینترنتی با افتخار تقدیم میکنند:

دانلود سنتوری فقط با یک اکانت اینترنت

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 0:33  توسط برهان الدين ربانی  | 

عکسهای سنتوری (1)

برای دیدن بقیه عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 10:17  توسط برهان الدين ربانی  | 

تراک های فیلم سنتوری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زخم

آهنگی متفاوت (چه خوبه )

خیانت

جوونی

گوشی رو بردار

سنگ صبور

یه کابوس !

خوب اینم از این !!!!!!!!!!

راستی این تراکها از خود فیلم یعنی در قسمتهایی حرفای بازیگرا

به گوش میرسه و با آهنگهای قبلی که پخش شده بود فرق داره...!

برای دانلود آلبوم متاسفم اینجا رو کلیک کن

با تشکر !

امیدوارم خوشت بیاد !

بای.....

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 2:44  توسط برهان الدين ربانی  | 

فیلم سنتوری !

فیلم سنتوری در سایتی خارجی که فیلتر هم هست برا دانلود گذاشته شده

اگه خواستی بو بیا قسمت نظرات............

 

در ضمن یه فیلتر شکن قوی هم براتون گذاشتیم تو قسمت نظرات!

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 13:9  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر دیگه!

برای دیدن عکس در اندازه واقعی اینجا رو کلیک کنید !

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 2:2  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر دیگه!

برای دیدن در اندازه ی واقعیاینجا رو کلیک کنید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 3:10  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه والپیپر نسبتا زیبا!!!!!!!!!

برای دیدن عکس در اندازه ی واقعی اینجا را کلیک کنید !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:0  توسط برهان الدين ربانی  | 

سنتوري و سرنوشت آن(به نقل از سایت رسمی محسن چاوشی)

بنام خدا

قصه تلخ سنتوری که نا خواسته صدایش را به تاراج بردند!

فیلم علی سنتوری آخرین ساخته ی داریوش مهرجویی با هنرمندی بهرام رادان و گلشیفته فراهانی  با اتفاقات ناگواری که برایش رقم خورد شاید پایانی بهتر ازاین در تقدیرش پیدا نبود.

بهترین فیلم جشنواره سال گذشته ی فیلم فجر نه جایی روی پرده های تاریک سینما پیدا کرد وگویا تا حتی برای اکران در خانه ها هم قامتش به روی دی وی دی ها سنگینی میکرد.

چند روزیست که جسد بی جان علی سنتوری را روی دستان کفتارهای اینترنتی دست به دست و خیابان به خیابان طواف بی کسی و مظلومیت میدهند ؛ آری این عاقبت یکی از پر مخاطب ترین و پر هیاهو ترین فیلم دهه ی گذشته ی سینمای ایران در همان 2 بار اکران جشنواره ی فجر بود.

برخی تولیدات سینمایی خصوصا در بازارنیمه آشفته ی سینمایی ایران تا حدی در حد نازل  و زیر کیفیت استاندارد هسستند که مخاطبان فیلمهای فارسی در بعضی فصول این تولیدات دچار یک زدگی و سر خوردگی میشوند و  تصحیح ونقد این قبیل تولیدات یک روند فرسایشی را میطلبد .

هرچند که نمیتوان زحمات و تلاشهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسولان فرهنگ این مرز و بوم را در راستای ارتقاء فرهنگ و هنر جامعه نادیده گرفت ؛ همانطور که به راحتی با مقیاس فیلم و موسیقی در یک فرجه ی زمانی از قبل تا بعد از انقلاب ؛ این امر پر واضح است که همسانی تولیدات هنر و فرهنگ با شریعت اسلام و موازین دینی و اعتقادی مردم و تغییر سلیقه ی مخاطب با تولیداتی سالم و پر محتوا از تلاشهای روز افزون همین عزیزان بود.

اما یک اما..!

اما در این میان گاه سولاتی در اذهان مطرح و همواره بی پاسخ باقی میماند و چراهای بزرگی که تا بدین لحظه پاسخی منطقی و قانع کننده برای آنها از مراجع مسوول دریافت نکردیم؟؟؟

بگذریم که مجال کنکاش در این گونه مسایل در حیطه ی فعالیتهای ما نیست اما چگونه بعضی از دکانهای اینترنتی به خود اجازه میدهند که هر کاری را که دوست دارند انجام دهند و چنین افتضاح فرهنگی را به بار آورند بدون اینکه کسی جلودار این گستاخی آنها و تو دهنی زدن به تمامی کسانی که برای ارتقا هنر تلاش میکنند باشد؛ آیا بهتر نبود پیشتر ها برای ارتقا امنیت اجتماعی ازادامه ی فعالیت این اراذل و اوباش و سارقان و متعرضان به حریم خصوصی و شخصی هنر و هنرمندان جلوگیری میکریم؟

کاش کمی تامل کنیم و با پرهیز از سختگیریهای گاه نا به جا ؛ راه را برای رشد و ترقی فرهنگ و هنر جامعه هموار تر کنیم تا به جای دوری کاربلد ها از گود هنر؛ آنها را بیشتر با مردمی که عاشقانه آنها را دوست دارن آشتی دهیم.

آری ! این خود فقر فرهنگی است، اینجا آگاهانه هنر دار می زنند ، هنر می فروشند ، هنر می کشند، هنر می سوزانند. این واقعه ی تاسف بر انگیز کمر ما را در کنار مسئولان فیلم سنتوری و جامعه ی هنری ایران و خصوصا محسن چاووشی خم کرده . از تمامی عزیزان و هوادارانی که محسن چاووشی را دوست دارند تقضا داریم تا در کنار محسن چاووشی این کار ناپسند اخلاقی را محکوم کنند و با در انزوا قرار دادن این سارقان آن ها را به خدائی وا گذار کنند که خود آگاه در همه ی امور است.



http://mohsenchavoshi.ws

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 23:13  توسط برهان الدين ربانی  | 

یه شعر از یه نفر !!!!!!


اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رفت از كنارم  از درد دوريش من بي قرارم


خيال مي كردم پيشم مي مونه ترانه عشق واسم مي خونه
خيال مي كردم يه هم زبونه   نمي دونستم تا مهربونه

با اين كه رفته  اما هنوزم از داغ دوريش دارم مي سوزم
فكر وخيالش همش با هامه هر جا كه ميرم جلو چشامه

دلم مي خواد تا دوم بيارم رو درد دوريش مرحم بزارم
اما نمي شه راهي ندارم نميتونم من طاقت بيارم


اون كه يه وقتي تنها كسم بود تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشتو رف

 

 

این شعر به سفارش یکی از دوستان بود    با تشکر از

 دوست خوبم

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 8:39  توسط برهان الدين ربانی  | 

افتتاح سایت نشایه موفقیت محسن است

بچه سلام خوبین

سایت محسن افتتاح شد

تبریک میگم

ما که منتظر آلبوم جدیدیم

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 18:16  توسط برهان الدين ربانی  | 

شعری بسیار زیبا از دوست خوبم (www.shmah.blogfa.com)

اينو من واسه تو گفتم ..ميدونم مياي  ميخوني:

 

حرف من"

ميخوام برات قصه بگم،قصه ي آشنا شدن

علشق شدن ،سكوت و غم قصه  ي مبتلا شدن....

ميخوام برات قصه بگم،بگم از روزا و شبا

خون به دل ما ميكنن اون آدماي پر جفا...

گريه ي خون و درد و غم سكوت بين عقل و دل

نداره حرفي عاشقا...عقلم شده بي آبو گل...

قصه ي آشنا شدن،قصه ي آرزو شدن...

يادم اومد غريبه اي ...تنها شدن تنها شدن..

شب شد و من توي سكوت نگاه گرمت رو ديدم

ميون تاريكي شب گريه ي چشماتو ديدم...

اما تو اي رفيق خوب ،نديدي گريه هاي من

اون روز و اون شب نديدي گريه ي بي صداي من

اون كسي كه خوند تو چشات درداتو فهميد با نگاه

اون كسي كه دوست ميداشت،مواظبن بود با دعا

اون من بودم عزيزكم اما تو نشناختي منو ...

دعا ميكردم واسه تو وعاي اون مسافر رو

سفر به خير مسافرم دعاي من همراهته

نگاه من به آسمون دعاي من به راهته

يادت باشه حرفاي من،اون شب كه گفتم نازنين

كاشكي بدوني تو يه روز منظور من چي بود ...همين

نميتونم چيز بگم وقتي پر از گلايه اي

منم پر از گلايمو نمونده حرف ساده اي

تنها سكوت بين ما، حرفي نموند اي همزبون

گلايه هات زياد شده از دست من نامهربون...

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 17:19  توسط برهان الدين ربانی  | 

شعری بسیار زیبا از دوست خوبم (www.shmah.blogfa.com)

از خودم بود...

صدات مثل بهاره دلم آروم نداره

بازم برات میخونم از ابر پاره پاره

دلم هواتو داره یه دم آروم نداره

خودت میدونی چقدر دوست دارم ستاره

دنیامو آتیش نزن از دوری حرفی نزن

نگو تنها میزاری میگذری از عشق من

 ماسفانه این دوست ما رو فراموش کردند..................

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 17:3  توسط برهان الدين ربانی  | 

آلبوم متاسفم برات !!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 12:58  توسط برهان الدين ربانی  | 

نوشته ای زیبا از وبلاگ www.chavoshist.blogfa.com

فید بازی یا همان بایتهای سنگ صبور 
 
 
اين زمستون لعنتي داره اساطيري مي شه ،اعتراف ميکنم در طول حيات دو دهه اي خود زمستاني را بخاطر ندارم که کوچه يک هفته زير چند اينج برف و يخ باشه!
الان ساعت 5 صبحه و من دارم جديدترين ورژن nod32 رو با سرعتي در حد فحش دانلود ميکنم و فيدهاي گوگل ريدرم رو ميخونم چند روزي است به جماعت فيد باز پيوستم بايد بگم که بشدت اعتيادآوره  و اينکه ناگهان آدم با کوهي از مطلب روبرو مي شه که همشون جالب و خوندني هستن .يکهو مي بيني که يک ساعته داري توی گوگل ریدر فيد مي خوني و اين در حاليه که کلي کار ديگه تو نت داشتي مثلا اينکه وبلاگ لعنتيت رو آپ کني عکس زير رو هم توي همين به اشتراک گذاری فيد ها گير آوردم کاش اين عکس رو موقعيکه مطلب "هدفون خیس " رو نوشتم، داشتم ،به درد اون ميخورد حيف ):


"از گوشامون داره خون مياد
بايت بايت سنگ صبورمون پوسيد
يکي گفته بود هر اتفاقي که بيفتد سنگ صبور را که داريم
بدترين اتفاقات ممکن افتاد و حالا...
لعنت ...."
 
به نظر من این وبلاگ(چاوشیست) بهترین وبلاگ هوادارنه شکی نیست !!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 17:11  توسط برهان الدين ربانی  |